ارسال ها

 زهره ملكي بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:190 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 25 خرداد ماه، 1396

 اشرف السادات كماني، بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:352 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 30 آذر ماه، 1395

 عظيمه ايرانپور اديب معاصر

  | بازدیدها:360 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 18 آذر ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش چهارم)

  | بازدیدها:450 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش سوم)

  | بازدیدها:495 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش دوم)

  | بازدیدها:428 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش اول)

  | بازدیدها:515 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 شب برات ( نيمه شعبان)

  | بازدیدها:501 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 2 خرداد ماه، 1395

 ويژه ميلاد بزرگ بانوي مكرّم اسلام

  | بازدیدها:590 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 فروردين ماه، 1395

 توجه ويژه به زندگي!

  | بازدیدها:705 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 در جستجوي آرامش

  | بازدیدها:760 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 حرف دل

  | بازدیدها:864 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:728 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 ويژه ميلاد امام رضا (ع)

  | بازدیدها:812 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 3 شهريور ماه، 1394

 راه وصول به آرامش

  | بازدیدها:895 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 22 مرداد ماه، 1394

 يك دم با معبود

  | بازدیدها:989 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 2 تير ماه، 1394

 ميلاد مهدي موعود مبارك باد!

  | بازدیدها:1005 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 13 خرداد ماه، 1394

 نيمه ي شعبان بارقه ي اميد حيات بشر

  | بازدیدها:1070 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 12 خرداد ماه، 1394

 رفتار و تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:1092 | تاریخ ارسال : جمعه، 8 خرداد ماه، 1394

 اصول شادي

  | بازدیدها:1001 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 30 ارديبهشت ماه، 1394

 بعثت پيامبر اسلام (ص)

  | بازدیدها:1019 | تاریخ ارسال : جمعه، 25 ارديبهشت ماه، 1394

 متون كوتاه فلسفي و جملات زيباي زندگي

  | بازدیدها:1023 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 ارديبهشت ماه، 1394

 مشاوره رايگان

  | بازدیدها:1272 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 درس هاي مهم زندگي

  | بازدیدها:1068 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 12 فروردين ماه، 1394

 سخنان نغز

  | بازدیدها:1205 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 26 اسفند ماه، 1393

 ميلاد پيام آور رحمت

  | بازدیدها:1224 | تاریخ ارسال : جمعه، 19 دي ماه، 1393

 واقعيت ها

  | بازدیدها:1370 | تاریخ ارسال : جمعه، 28 آذر ماه، 1393

 السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع)

  | بازدیدها:1595 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 22 مهر ماه، 1394

 حجاب، نشان انسان بودن

  | بازدیدها:1749 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 21 مهر ماه، 1393

 عيد سعيد مبارك

  | بازدیدها:1742 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 5 مرداد ماه، 1393

 ضيافت نور

  | بازدیدها:1745 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 تير ماه، 1393

 نكته هاي ناب

  | بازدیدها:1721 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1393

 مولود كعبه، روز پدر

  | بازدیدها:1889 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه، 1395

 الهام انديشمندان

  | بازدیدها:1742 | تاریخ ارسال : شنبه، 30 فروردين ماه، 1393

 بياييم در بهار طبيعت، متحول شويم

  | بازدیدها:1894 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 28 اسفند ماه، 1392

 با شريك زندگي خود چگونه باشيم؟

  | بازدیدها:1733 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت دوم)

  | بازدیدها:1938 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت اول)

  | بازدیدها:1787 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 بپذیر تا موفق شوی

  | بازدیدها:1684 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 سخن رهايي بخش

  | بازدیدها:1829 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 24 بهمن ماه، 1392

 گفتار ويژه

  | بازدیدها:1924 | تاریخ ارسال : جمعه، 14 فروردين ماه، 1394

 گلواژه هاي ماندگار

  | بازدیدها:2095 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 رفتار انساني!

  | بازدیدها:1648 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 16 بهمن ماه، 1392

 عشق را تفسير كن!!

  | بازدیدها:1798 | تاریخ ارسال : جمعه، 4 بهمن ماه، 1392

 انسان منتظر

  | بازدیدها:1682 | تاریخ ارسال : شنبه، 28 دي ماه، 1392

 سرانجام دوستي با خدا

  | بازدیدها:1643 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 24 دي ماه، 1392

 غم و اندوه چرا ؟ شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد!

  | بازدیدها:1835 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 شهادت امام حسن عسكري (ع) و آغاز امامت حضرت حجت (عج)

  | بازدیدها:1748 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 19 دي ماه، 1392

 صلواتي كه زندگي را دگرگون مي كند.

  | بازدیدها:1731 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 17 دي ماه، 1392

 براي خداي خود چگونه بنده اي بودم؟

  | بازدیدها:1832 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 دي ماه، 1392

تصاوير



هماي خوشبختي

روحنواز بسان آبشار

سفير سعادت

به پاكي طبيعت

گل بهشتي

ابوالفضل

واقعيت هاي زندگي

پدر، هديه ي خداداد

شما مي توانيد!

براي خود وقت بگذاريد

بخش چهارم

تفسير آيه 124 سوره بقره

 

9ـ نام پنج وجود گرانمايه

       مرحوم صدوق در كتاب نبوّت، روايتى را از زبان مفضّل از ششمين امام نور (ع) نقل كرده است كه منظور از «كلمات» را نامهاى گرانمايه پنج نور مقدّس عنوان مى كند.

مفضّل آورده است كه از حضرت صادق (ع) درمورد اين آيه شريفه پرسيدم و اينكه منظور از «كلمات» در اين آيه شريفه چيست؟

آن حضرت فرمود: منظور همان واژه ها و نامهاى مقدّسى است كه آدم (ع) آنها را از خدا فراگرفت و به حرمت و شكوه صاحبان آن نامها، توبه او در بارگاه پروردگار پذيرفته شد؛ و آن نامها عبارتند از:

محمّد (ص) ـ على (ع) ـ فاطمه (ع) ـ حسن (ع) ـ حسين (ع)

آنگاه مفضّل مى افزايد كه از حضرت صادق (ع) پرسيدم: مقصود از واژه«فاتمّهنّ» درآيه شريفه چيست؟

فرمود: منظور اين است كه خداوند با نامهاى بلند و باعظمت امامان نور ديگر، آن پنج نام مقدّس و فهرست امامت را كامل ساخت.

پرسيدم: منظور از اين آيه شريفه چيست كه مى فرمايد: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقبِهِ ...» (و اين سخن را درنسل خود پاينده ساخت ...)؟

پاسخ داد: منظور، اصل امامت راستين است كه خداوند آن را تا روز رستاخيز در نسل پاك حسين (ع) قرار داد.

پرسيدم: سرورم! چرا امامت در نسل حسين (ع) پاينده شد، نه در نسل حسن (ع)؟ مگر هر دو وجود گرانمايه، برادر و سالار جوانان بهشت و نواده پيامبر (ص) نبودند؟

فرمود: «اين موضوع بسان جريان موسى(ع) و هارون است كه هر دو برادر و پيام آور خدا بودند؛ امّا خداوند رسالت را نه در نسل موسى (ع) كه در نسل هارون (ع) قرار داد». آنگاه افزود: هان اى مفضّل! امامت راستين، مقامى است الهى و ربّانى كه پروردگار آن را هر گونه مصلحت بداند و حكمتش ايجاب كند، قرار مى دهد و در اين مورد چون و چرا نشايد: «لايُسْئَلُ عَمّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ.» او دربرابر هيچيك از كارهاى حكيمانه اى كه انجام مى دهد، بازخواست نمى شود؛ امّا مردم بازخواست خواهند شد.

10ـآزمون ابراهيم(ع)

مرحوم صدوق در اين مورد مى فرمايد: آزمون بر دو نوع است:

نوع نخست، آزمونى است كه به منظور كشف حقيقت و پى بردن به فرجام كار انجام مى شود؛ زيرا امتحان كننده از حقيقت كار و فرجام آن بى خبر است. چنين آزمونى ازجانب خدا غيرممكن است، چرا كه او آگاه به نهانها و داناى به فرجام كارهاست و تمامى موضوعات و پوشيده ها براى او روشن و عيان است.

نوع دوّم، آزمونى است كه به منظور بروز استعدادها و تواناييها براى افراد و جامعه ها پيش مى آيد تا بدينوسيله حقايق انسانها مشخّص شود؛ آنگاه كسانى كه دربرابر اين رويدادها كه براى آزمودن انسانها رخ مى دهد، پايدارى ورزند و به وظيفه خود آنگونه كه شايسته است، عمل كنند، به كمال بال مى گشايند و درخور پاداش مى شوند و برازندگى اوج گرفتن به مقام بالاتر و كمال والاتر را مى يابند، و كار سترگ آنها نيز سرمشق عصرها و نسلها مى شود.

با اين بيان، حوادث روزگار كه بر اساس سنّت الهى براى آزمودن آدميان اتّفاق مى افتد، در همانحال كه سنگ محك است، نردبان رشد و ترقّى نيز هست. و خدا ابراهيم خليل (ع) را به همين طريق آزمود؛ حوادثى سخت و تكان دهنده براى آن مرد بزرگ پيش آورد تا شخصيت او در كوره حوادث آبديده و صيقلى شود. او نيز در طوفان حوادث، در كمال پايمردى و شجاعت و در اوج تدبير و شكيبايى به وظيفه بزرگ خود عمل كرد. و آنگاه بود كه زيبندگى خويش را براى امامت راستين عصرها و نسلها روشن ساخت.

شرح آزمون ابراهيم(ع)

مرحوم صدوق پس از بيان دو نكته اى كه گذشت، مى افزايد: كلماتى كه ابراهيم(ع) با آنها آزموده شد، عبارتند از:

1ـيقين: قرآن شريف در اين مورد مى فرمايد:

« وَ كَذلِكَ نُرى اِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالْاَرْض ِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ.»

و اينگونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا ازجمله يقين آورندگان باشد.

2ـتوحيد گرايى: ابراهيم (ع) در شناخت آفريدگار هستى، به اوج توحيدگرايى و يكتاپرستى بال گشود؛ خداى را آنگونه كه زيبنده است، شناخت و با نگرش به خورشيد و ماه و ستارگان، دربرابر شرك گرايان ايستاد و نداى توحيد را طنين افكن ساخت.

3ـشجاعت: او در راه توحيد و تقوا، شجاعتى وصف ناپذير از خود نشان داد. قرآن در اين مورد، كار سترگ او را ترسيم مى كند كه دربرابر هزاران دشمن حق ستيز و گمراه، از خود به نمايش نهاد و بتخانه و بتهاى آنان را درهم كوبيد: «فَجَعَلَهُمْ جُذاذَاً اِلّا كَبيرَاً لَهُمْ ...»

4ـبردبارى: او قهرمان بردبارى و حلم بود و اين حقيقت را در كوره حوادث به نمايش نهاد. قرآن درمورد اين ويژگى ابراهيم (ع) مى فرمايد:  « اِنَّ اِبْراهيمَ لَحَليمٌ اَوّاهٌ مُنيبٌ.» براستى كه ابراهيم، بردبار و نرمدل و بازگشت كننده به سوى خدا بود.

5 ـ  سخاوت: ابراهيم(ع) سمبل اين ويژگى اخلاقى و انسانى بود. قرآن در ترسيم اين وصف بزرگ او مى فرمايد:

« هَلْ اَتاكَ حَديثُ ضَيْفِ اِبْراهيمَ الْمُكْرَمينَ.» آيا گزارش مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيده است؟

6ـبريدن و گسستن از گمراهان: او براى پيشبرد آرمان توحيدى خويش، با صلابت و شهامت، از گمراهان و جامعه سرگردانى كه در وادى ضلالت غوطه ور بودند، بريد؛ پيوند خويش را با آنان گسست و از يار و نزديك و خويشاوند و فاميل خود براى خدا چشم پوشيد. قرآن در اين مورد مى فرمايد:وَاَعْتَزِ لَكُمْ وَ ماتَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ اَدْعُوا رَبّى ...» و از شما و از آنچه غير خدا مى خوانيد، كناره مى گيرم و پروردگارم را مى خوانم...

7ـفراخوان به سوى ارزشها: او قهرمان امر به معروف و نهى از منكر بود و اين نيز وسيله ديگر آزمايش آن حضرت بود. قرآن سخن او را اينگونه ترسيم مى كند:« يا اَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ ...؟ » پدرجان! چرا چيزى را مى پرستى كه نمى شنود و نمى بيند ...؟!

8 ـبدى را با نيكى پاداش دادن: او بزرگمردى بود كه بدى و نادانى نادان را نه تنها مى بخشيد و از آنها مى گذشت، بلكه با نيكى و خوبى به كيفر آنان برمى خاست؛ تا بدينوسيله آنان را بسازد. براى نمونه، وقتى پدرش با تندى و سرسختى به او گفت كه «اگر از دعوت توحيديت دست برندارى، ترا سنگسار خواهم كرد و برو از من دور شو!»، او با

نرمش قهرمانانه اى، خشم او را با نيكى پاسخ داد و گفت:سَلامٌ عَلَيْكَ سَاَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبّى اِنَّهُ كانَ بى حَفِيّاً.»

درود بر تو باد. من بزودى از پروردگارم براى تو آمرزش خواهم خواست؛ چرا كه او نسبت به من بسيار مهربان است.

9ـتوكّل به خدا: يكى از ويژگيهاى ابراهيم(ع)، توكّل به خدا و اعتماد به او بود؛ و اين خصوصيت نيز يكى از وسايل آزمونش شد. قرآن اين ويژگى را با عباراتى از زبان او بدينصورت ترسيم مى كند:« اَلَّذى خَلَقْنى فَهُوَ يَهْدينِ وَالَّذى هُوَ يُطْعِمُنى وَ يَسْقينِ وَ اِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفينِ.» اوست كه مرا آفريد، سپس راه نمود؛ اوست كه به من غذا مى خوراند و سيرابم مى سازد و هنگامى كه بيمار شوم، شفايم مى بخشد.

10ـايستادگى تا پاى جان: از ديگر وسايل آزمون ابراهيم (ع) اين بود كه در راه دعوت توحيدى خويش، تا پاى جان و افكنده شدن در درياى آتش، پايمردى و فداكارى كرد، و از ترفندها و تهديدها و شرارتهاى شرك گرايان نهراسيد.

11ـقربانى كردن فرزند: ابراهيم(ع) درمورد فرزند برومندش اسماعيل نيز مورد آزمون قرار گرفت. به بيان قرآن شريف، در يك رؤياى رحمانى به او پيام رسيد كه بايد فرزندش را در راه دوست قربانى كند؛ و او درنگ نكرد.

12ـازطريق خاندان: ابراهيم (ع) درمورد همسر و خاندان خويش نيز ازطرف پروردگار مورد آزمون قرار گرفت و درپرتو ايمان ژرف و پايمردى و سختكوشى اش، خدا او را يارى فرمود.

13ـ شكيبايى در محيط خانواده: او در محيط خانه و خانواده با مشكلاتى ازجمله بداخلاقى و تندى همسرش ساره روبرو شد؛ امّا همه مشكلات را با اخلاق پسنديده و بردبارى خود آسان ساخت و از سر راه برداشت و نيك امتحان داد.

14ـ فروتنى دربرابر خدا: ابراهيم (ع) با آن همه عبادت و كارهاى شايسته اى كه در زندگى پرافتخار خود انجام داد، باز هم كارهايش را دربرابر خدا و عبادت او ناچيز مى شمرد و نيايشگرانه مى گفت:« وَلا تُخْزِنى يَوْمَ يُبْعَثُونَ.» و روزى كه مردم برانگيخته مى شوند، مرا رسوا مساز.

15ـموقعيت والا: ابراهيم(ع) مقام والا و موقعيت پرفرازى داشت و همين امتياز نيز وسيله ديگر آزمون او در زندگى اش محسوب مى شد. قرآن درمورد موقعيت ممتاز او مى فرمايد:« ما كانَ اِبْراهيمُ يَهُودِيَّاً وَ لا نَصْرانِيَّاً وَلكِنْ كانَ حَنيفَاً مُسْلِمَاً ...» ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلكه حقگرا و فرمانبردار خدا بود...

16ـ  عبادت كامل و جامع ابراهيم (ع): او دربرابر خدا عبادتى جامع و كامل داشت و خداى را در همه ميدانها خالصانه مى پرستيد. قرآن منطق او را در اين مورد اينگونه ترسيم مى كند:« اِنَّ صَلوتى وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِ الْعالَمينَ.» درحقيقت نماز و ديگر عبادتها و زندگى و مرگ من، همه و همه براى خدا، پروردگار جهانيان، است.

17ـ پذيرفته شدن دعاى او: ابراهيم (ع) مقام و موقعيت والايى در بارگاه خدا داشت و دعاها و خواسته هايش پذيرفته مى شد. براى نمونه، وقتى دست نيايش به درگاه خدا برد و گفت:« رَبِّ اَرِنى كَيْفَ تُحْيِى الْمَوْتى ...»

پروردگارا! به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مى كنى...خدا خواسته اش را برآورد.

18ـبرگزيده بارگاه خدا: ابراهيم (ع) بخاطر انديشه پويا و عقيده توحيدگرايانه و عملكرد شايسته و ويژگيهاى انسانى و اخلاقى خود، ازجانب خدا بعنوان بنده برگزيده اش معرفى شد، و در آخرت نيز در صف شايستگان قرار گرفت. اين حقيقت در قرآن شريف به اينصورت آمده است كه:« وَ لَقَدِاصْطَفَيْناهُ فِى الدُّنْيا وَ اِنَّهُ فِى الْآخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحينَ.»

و ما ابراهيم را در دنيا به شرف رسالت برگزيديم و البتّه در آخرت هم از شايستگان است.

19ـمقتداى پيامبران: ابراهيم (ع) به مقامى از دانش و عمل و ايمان و تقوا اوج گرفت كه مقتداى پيامبران پس از خويش شد. اين واقعيت را مى توان از آيه شريفه زير دريافت كرد:

« وَ وَصّى بِها اِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يابَنِىَّ اِنَ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدّينَ فَلاتَمُوتُنَّ اِلّا وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.»

و ابراهيم و يعقوب پسران خويش را به همان [آيين يكتاپرستى ] توصيه كردند [و گفتند: ]اى پسران من! خداوند اين دين را براى شما برگزيد؛ از اين رو نبايد جز مسلمان بميريد...

همچنين اين آيه شريفه كه:« ثُمَّ اَوْحَيْنا اِلَيْكَ اَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ اِبْراهيمَ حَنيفَاً ...» آنگاه به تو وحى كرديم كه از آيين ابراهيم حقگرا پيروى كن...

 

20ـنخستين شخصيت: ابراهيم (ع) در همه كارهاى شايسته، پيشاهنگ و پيشگام بود. سعيد بن مسيّب مى گويد: ابراهيم (ع) نخستين شخصيتى بود كه بشايستگى مهماندارى كرد؛ اوّلين كسى بود كه سنّت ختنه كردن را به انجام رساند؛ شارب خود را چيد و و موى سپيد را بر محاسن خود نگريست و از خدا پرسيد كه «بار پروردگارا! اين نشان چيست؟» پيام آمد كه «اين نشان وقار است». گفت: «پروردگارا! بر وقار من بيفزاى»

 

براي ادامه ي مطالعه روي گزينه ي بيشتر كليك كنيد.



افزون بر آنچه آمد، ابراهيم (ع) نخستين كسى است كه در راه خدا به كارزار پرداخت؛ خمس دارايى خويش را داد؛ پرچم برافراشت و كفن پوشيدن را به ديگران آموخت.

 «فاتمّهنّ قال انّى جاعلك للنّاس اماماً»

پس او همه را بشايستگى انجام داد؛ آنگاه خدا به او فرمود: اينك تو را به امامت و پيشوايى مردم برگزيدم

درباره ضمير فاعل در «اتمّهنّ»، بعضى گفته اند به ابراهيم(ع) برمى گردد، و برخى ديگر معتقدند به خدا برمى گردد.

معناى «امام» و «امامت»

واژه «امام» دو معنا دارد:

1ـ  امام به كسى گفته مى شود كه مردم در گفتار و عملكرد خود، او را مقتداى خويش قرار مى دهند و از او پيروى مى كنند.

2ـو نيز به كسى اطلاق مى شود كه به تدبير امور جامعه و اجراى مقررّات بپردازد؛ قانون شكنان را كيفر كند؛ پستها

 را در ميان شايستگان تقسيم كند؛ و با بدانديشان و دشمنان ملّت و كشور و دين و آيين خويش به جهاد برخيزد.

مطابق معناى نخست، هر پيامبرى امام نيز است؛ چرا كه رفتار و گفتار هر پيامبرى، سرمشق و نمونه عملى براى مردم

است؛ و بنابر معناى دوّم، امامت راستين و حقيقى، مقام والايى است امّا لازم نيست هر پيامبرى امام نيز باشد.

ابراهيم(ع) و دو مقام «رسالت» و «امامت»

منظور از واژه امام در آيه شريفه، معناى دوّم است. در اين مفهوم، مى توان گفت: خدا ابراهيم(ع) را آزمود و او را به پاس شايستگى بسيار، پاداش شكوهمندى ارزانى داشت و پيشواى مردم قرار داد.

دليل اين انتخاب اين است كه:

1ـواژه «اماماً» در آيه شريفه مفعول «جاعلك» است، و اسم فاعل به معناى ماضى عمل نمى كند و براى خود مفعول نمى گيرد؛ اسم فاعل تنها در صورتى عمل مى كند كه به معناى حال و يا آينده باشد. براى نمونه، مى گوييم: «انا ضارب زيداً الآن او غداً.» امّا نمى گوييم: «انا ضارب زيداً امس»؛ چرا كه صحيح نيست. پس بايد بگوييم خدا او را اكنون يا در آينده به پيشوايى خلق برمى گزيند.

2ـافزون بر اين دليل ادبى، ابراهيم (ع) پيش از اين آزمونها نيز پيامبر خدا بود؛ بنابراين، منظور از مقام والاى «امامت»، جز همان مقام والايى نيست كه ترسيم شد.

3ـ در اصول كافى، روايتى از پنجمين امام نور (ع) نقل شده است كه مى فرمايد:

انّ اللَّه قد اتّخذ ابراهيم عبداً قبل اَنْ يتّخذه نبيّاً و اتّخذه نبيّاً قبل اَنْ يتّخذه رسولاً و اتّخذه رسولاً قبل اَنْ يتّخذه خليلاً... فلما جمع له هذه الاشياء قال انّى جاعلك للنّاس اماماً ...»

خداوند ابراهيم (ع) را به بندگى برگزيد پيش از آنكه او را به نبوّت برگزيند، و او را به نبوّت برگزيد پيش از آنكه به رسالت برگزيند، و به رسالت برگزيد پيش از آنكه به دوستى برگزيند، و به دوستى خويش برگزيد پيش از آنكه به مقام پيشوايى و امامت برگزيند؛ و هنگامى كه همه اين امتيازات در وجود او گرد آمد و آزمونهاى زندگى را با موفّقيت و سرفرازى پشت سر نهاد، او را بعنوان پيشواى مردم برگزيد و فرمود: « انّى جاعلك للنّاس اماماً قال و من ذرّيّتى...

ابراهيم (ع) در اوج پيروزى و سپاس پرسيد: از نسل من چطور؟ آيا از آنان هم به اين مقام والا برگزيده مى شوند؟

به عقيده مفسّران، بهتر است اين جمله از ابراهيم (ع) را بصورت تقاضا و خواسته از بارگاه خدا بدانيم. او اينطور مى پرسد و مى خواهد دريابد كه آيا از نسل او نيز كسانى هستند كه به اين مقام والا پر كشند يا نه؟

«قال لاينال عهدى الظّالمين»پيام آمد كه بيدادگران هرگز به اين مقام والا برگزيده نخواهند شد.

يكى از دانشمندان مى گويد: واژه «عهد» در آيه شريفه، به مفهوم امامت است؛ و اين معنا، طى روايتى از پنجمين امام نور (ع) نيز رسيده است.

از پاسخ خدا به ابراهيم (ع) - «لاينال عهدى الظّالمين» - اين واقعيت دريافت مى شود كه بعضى از فرزندان ابراهيم (ع) كه بيدادگر نباشند، ازجانب خدا به اين مقام رفيع برگزيده خواهند شد؛ چرا كه اگر چنين نبود، خدا در پاسخ ابراهيم (ع) مى فرمود: «لاينال عهدى ذرّيّتك» (امامت به نسل تو نخواهد رسيد).

عصمت امام

   دانشمندان، مذهب اهل بيت با استدلال به اين آيه شريفه مى گويند: امام راستين و برگزيده خدا بايد معصوم باشد، و عصمت از ويژگيهاى اساسى امامت واقعى است؛ زيرا قرآن بصراحت روشن مى سازد كه «امامت به ستمكار نمى رسد.» و مى دانيم كه فرد عادى و غيرمعصوم به هر حال در طول زندگى، به خود يا ديگران ستم روا مى دارد. بنابراين، عصمت لازمه امامت است و فرد غيرمعصوم هرگز درخور مقام بلند امامت راستين نيست.

يك پرسش: از آيه شريفه اين واقعيت دريافت مى شود كه بيدادگر در همانحال كه بيداد مى كند و ستم روا مى دارد، شايسته مقام والاى امامت نيست؛ امّا اگر توبه كرد، چرا شايسته نباشد؟

پاسخ: بيدادگر هرچند توبه كند، تا پايان عمر نمى تواند به اين مقام رفيع اوج گيرد؛ چرا كه آيه شريفه بروشنى بر اين مطلب تأكيد دارد و گذشته و حال و آينده زندگى انسان را دربرمى گيرد. با اين توضيح، كسى كه ستم كرده است، گرچه پس از ستم توبه كند و به بارگاه خدا بازگردد، سزاوار رسيدن به اين مقام والا و اين جايگاه پاك و پاكيزه نخواهد بود.

 



مرحوم صدوق در کتاب نبوّت، روایتى را از زبان مفضّل از ششمین امام نور (ع) نقل کرده است که منظور از «کلمات» را نامهاى گرانمایه پنج نور مقدّس عنوان مى کند.rnrnمفضّل آورده است که از حضرت صادق (ع) درمورد این آیه شریفه پرسیدم و اینکه منظور از «کلمات» در این آیه شریفه چیست؟rnrnآن حضرت فرمود منظور همان واژه ها و نامهاى مقدّسى است که آدم (ع) آنها را از خدا فراگرفت و به حرمت و شکوه صاحبان آن نامها، توبه او در بارگاه پروردگار پذیرفته شد؛ و آن نامها عبارتند از rnrnمحمّد (ص) ـ على (ع) ـ فاطمه (ع) ـ حسن (ع) ـ حسین (ع)
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395 توسط pursaeid  پرینت

مرتبط باموضوع :

 عيدمبعث بر همه ي مسلمبن جهان مبارك باد  [ پنجشنبه، 16 خرداد ماه، 1392 ] 2530 مشاهده
 حرف دل  [ جمعه، 13 آذر ماه، 1394 ] 864 مشاهده
 راهنماي دريافت مطالب درسي  [ سه شنبه، 24 اسفند ماه، 1395 ] 5861 مشاهده
 رمز و راز سكوت  [ پنجشنبه، 21 آذر ماه، 1392 ] 1662 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب