ارسال ها

 تلنگر

  | بازدیدها:91 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 14 خرداد ماه، 1397

 خلوت با معبود يگانه

  | بازدیدها:89 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 14 خرداد ماه، 1397

 زهره ملكي بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:394 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 25 خرداد ماه، 1396

 اشرف السادات كماني، بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:579 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 30 آذر ماه، 1395

 عظيمه ايرانپور اديب معاصر

  | بازدیدها:572 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 18 آذر ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش چهارم)

  | بازدیدها:630 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش سوم)

  | بازدیدها:690 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش دوم)

  | بازدیدها:618 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش اول)

  | بازدیدها:716 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 شب برات ( نيمه شعبان)

  | بازدیدها:679 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 2 خرداد ماه، 1395

 ويژه ميلاد بزرگ بانوي مكرّم اسلام

  | بازدیدها:802 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 فروردين ماه، 1395

 توجه ويژه به زندگي!

  | بازدیدها:868 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 در جستجوي آرامش

  | بازدیدها:914 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 حرف دل

  | بازدیدها:1081 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:865 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 ويژه ميلاد امام رضا (ع)

  | بازدیدها:940 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 3 شهريور ماه، 1394

 راه وصول به آرامش

  | بازدیدها:1033 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 22 مرداد ماه، 1394

 يك دم با معبود

  | بازدیدها:1144 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 2 تير ماه، 1394

 ميلاد مهدي موعود مبارك باد!

  | بازدیدها:1174 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 13 خرداد ماه، 1394

 نيمه ي شعبان بارقه ي اميد حيات بشر

  | بازدیدها:1210 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 12 خرداد ماه، 1394

 رفتار و تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:1246 | تاریخ ارسال : جمعه، 8 خرداد ماه، 1394

 اصول شادي

  | بازدیدها:1124 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 30 ارديبهشت ماه، 1394

 بعثت پيامبر اسلام (ص)

  | بازدیدها:1168 | تاریخ ارسال : جمعه، 25 ارديبهشت ماه، 1394

 متون كوتاه فلسفي و جملات زيباي زندگي

  | بازدیدها:1164 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 ارديبهشت ماه، 1394

 مشاوره رايگان

  | بازدیدها:1428 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 درس هاي مهم زندگي

  | بازدیدها:1231 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 12 فروردين ماه، 1394

 سخنان نغز

  | بازدیدها:1349 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 26 اسفند ماه، 1393

 ميلاد پيام آور رحمت

  | بازدیدها:1376 | تاریخ ارسال : جمعه، 19 دي ماه، 1393

 واقعيت ها

  | بازدیدها:1512 | تاریخ ارسال : جمعه، 28 آذر ماه، 1393

 السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع)

  | بازدیدها:1774 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 22 مهر ماه، 1394

 حجاب، نشان انسان بودن

  | بازدیدها:1934 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 21 مهر ماه، 1393

 عيد سعيد مبارك

  | بازدیدها:1894 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 5 مرداد ماه، 1393

 ضيافت نور

  | بازدیدها:1890 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 تير ماه، 1393

 نكته هاي ناب

  | بازدیدها:1869 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1393

 مولود كعبه، روز پدر

  | بازدیدها:2041 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه، 1395

 الهام انديشمندان

  | بازدیدها:1874 | تاریخ ارسال : شنبه، 30 فروردين ماه، 1393

 بياييم در بهار طبيعت، متحول شويم

  | بازدیدها:2101 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 28 اسفند ماه، 1392

 با شريك زندگي خود چگونه باشيم؟

  | بازدیدها:1864 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت دوم)

  | بازدیدها:2085 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت اول)

  | بازدیدها:1903 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 بپذیر تا موفق شوی

  | بازدیدها:1819 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 سخن رهايي بخش

  | بازدیدها:1967 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 24 بهمن ماه، 1392

 گفتار ويژه

  | بازدیدها:2061 | تاریخ ارسال : جمعه، 14 فروردين ماه، 1394

 گلواژه هاي ماندگار

  | بازدیدها:2287 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 رفتار انساني!

  | بازدیدها:1782 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 16 بهمن ماه، 1392

 عشق را تفسير كن!!

  | بازدیدها:1929 | تاریخ ارسال : جمعه، 4 بهمن ماه، 1392

 انسان منتظر

  | بازدیدها:1819 | تاریخ ارسال : شنبه، 28 دي ماه، 1392

 سرانجام دوستي با خدا

  | بازدیدها:1774 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 24 دي ماه، 1392

 غم و اندوه چرا ؟ شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد!

  | بازدیدها:2042 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 شهادت امام حسن عسكري (ع) و آغاز امامت حضرت حجت (عج)

  | بازدیدها:1869 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 19 دي ماه، 1392

تصاوير



هماي خوشبختي

روحنواز بسان آبشار

سفير سعادت

به پاكي طبيعت

گل بهشتي

ابوالفضل

واقعيت هاي زندگي

پدر، هديه ي خداداد

شما مي توانيد!

براي خود وقت بگذاريد

بخش سوم

 تفسير آيه 124 سوره بقره

 

آنچه از سياق اين آيات بدست مى آيد 

بطوريكه ملاحظه مى كنيد، در اين آيات براى جمع كثيرى از انبياء، اهتداء بحق را اثبات كرده ، ولى هدايت ديگرانرا بحق ، اثبات نكرده ، و در آن سكوت كرده است .

و از سياق اين آيات بطوريكه ملاحظه مى كنيد بر مى آيد: كه هدايت انبياء (عليهم السلام ) چيزيست كه وضع آن تغيير و تخلف نمى پذيرد و اين هدايت بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هم ، همچنان در امتش هست ، و از ميانه امتش برداشته نمى شود، بلكه در ميانه امت او آنانكه از ذريه ابراهيم (عليه السلام ) هستند، همواره اين هدايت را در اختيار دارند، چون از آيه شريفه : (و اذ قال ابراهيم لابيه و قومه اننى براء مما تعبدون ، الا الذى فطرنى فانه سيهدين ، و جعلها كلمة باقية فى عقبه ، لعلهم يرجعون )، (و چون ابراهيم بپدرش و قومش گفت : من از آنچه شما مى پرستيد بيزارم ، تنها آن كس را مى پرستم كه مرا بيافريد، و بزودى هدايت مى كند، و خداوند آن هدايت را كلمه اى باقى در عقب ابراهيم قرار داد، باشد كه بسوى خدا باز گردند).، برميآيد كه ابراهيم دو مطلب را اعلام كرد، يكى بيزاريش را از بت پرستى در آن حال ، و يكى داشتن آن هدايت را در آينده .

   و اين هدايت ، هدايت به امر خداست ، و هدايت حق است ، نه هدايت بمعناى راهنمائى ، كه سر و كارش با نظر و اعتبار است ، چون ابراهيم (عليه السلام ) در آن ساعت كه اين سخن را مى گفت هدايت بمعناى راهنمائى را دارا بود، چون داشت از بت پرستى بيزارى مى جست ، و يكتاپرستى خود را اعلام مى كرد، پس آن هدايتى كه خدا خبر داد بزودى بوى مى دهد، هدايتى ديگر است .

و خدا هم خبر داد كه هدايت باين معنا را كلمه اى باقى در دودمان او قرار مى دهد. و اين مورد يكى از مواردى است كه قرآن كريم لفظ كلمه را بر يك حقيقت خارجى اطلاق كرده ، نه بر سخن ، همچنانكه آيه : (و الزمهم كلمة التقوى و كانوا احق بها)، (كلمه تقوى را لازم لاينفك آنان كرد و ايشان از سايرين سزاوارتر بدان بودند)، مورد دوم اين اطلاق است .

از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد، كه امامت بعد از ابراهيم در فرزندان او خواهد بود، و جمله : (خدايا در ذريه ام نيز بگذار، فرمود، عهد من به ستمكاران نمى رسد) هم اشاره اى بدين معنا دارد، چون ابراهيم از خدا خواست تا امامت را در بعضى از ذريه اش ‍ قرار دهد، نه در همه ، و جوابش داده شد كه در همين بعض هم به ستمگران از فرزندانش نمى رسد، و پر واضح است كه همه فرزندان ابراهيم و نسل وى ستمگر نبوده اند، تا نرسيدن عهد به ستمگران معنايش اين باشد كه هيچ يك از فرزندان ابراهيم عهد امامت را نائل نشوند، پس اين پاسخى كه خداوند به درخواست او داد، در حقيقت اجابت او بوده ، اما با بيان اينكه امامت عهدى است ، و عهد خداى تعالى به ستمگران نمى رسد.(لا ينال عهدى الظالمين ) الخ ، در اين تعبير اشاره اى است به اينكه ستمگران در نهايت درجه دورى از ساحت عهد الهى هستند، پس اين جمله استعاره ايست به كنايه .

بحث روايتى 

  روايتى درباره مقاماتى كه جناب ابراهيم عليه و السلام به ترتيب بدست آورد

  مرحوم كلينى در كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: خداى عز و جل ابراهيم را قبل از آنكه نبى خود بگيرد، بنده خود گرفت ، و خداى تعالى قبل از آنكه او را رسول خود بگيرد، نبى خود گرفت ، و خداى تعالى قبل از آنكه او را خليل خود قرار دهد، رسول خودش كرد، و نيز قبل از آنكه امامش كند، خليلش كرد، چون بحكم آيه : (انى جاعلك للناس اماما).

ابراهيم بعد از آنكه خالص در عبوديت ، و سپس داراى نبوت ، آنگاه رسالت ، و در آخر خلت شده بود، تازه خدا او را امام كرد، و از اينكه از خدا خواست تا اين مقام را در ذريه اش نيز قرار دهد، معلوم مى شود كه اين مقام در نظرش بسيار عظيم آمده ، و خدا هم در پاسخش فرموده : كه هر كسى لايق اين مقام نيست ، آنگاه امام صادق (عليه السلام ) در تفسير جمله : (لا ينال عهدى الظالمين ) فرمود: (هيچوقت سفيه ، امام پرهيزكاران نمى شود).

مولف: اين معنا بطريقى ديگر نيز از آنجناب ، و باز بطريق ديگر از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده ، كه شيخ مفيد، همان را از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده است .

و اينكه فرمود: (خداوند ابراهيم را قبل از آنكه نبى خود كند بنده خود كرد) تا آخر، اين معنا را از آيه (و لقد آتينا ابراهيم رشده من قبل ، و كنابه عالمين - تا جمله - من الشاهدين ) استفاده فرموده ، چون اين آيه مى رساند: خداى تعالى قبل از آنكه او را نبى خود كند، در همان ابتداء امر داراى رشد كرد، و رشد، همان عبوديت است .

اين نكته را هم بايد دانست كه ، اينكه خدا كسى را بنده خود بگيرد، غير از اين است كه كسى خودش بنده خدا باشد، براى اينكه بنده بودن چيزى نيست كه اختصاص بكسى داشته باشد، بلكه لازمه ايجاد و خلقت است ، هر موجودى كه داراى فهم و شعور باشد، همينكه تشخيص بدهد كه مخلوق است تشخيص ميدهد كه بنده است اين چيزى نيست كه اتخاذ و جعل بر دارد، و خداوند درباره كسى بفرمايد: من فلانى را بنده خود اتخاذ كردم ، يا او را بنده قرار دادم ، بندگى باين معنا عبارتست از اينكه موجود، هستيش مملوك براى رب خود باشد، مخلوق و مصنوع او باشد، حال چه اينكه اين موجود در صورتيكه انسان باشد در زندگيش بمقتضاى مملوكيت ذاتى خود رفتار بكند، و تسليم در برابر ربوبيت رب عزيز خود باشد، يا آنكه از رسم عبوديت خارج بوده باشد، و به لوازم آن عمل نكند، بالاخره آسمان برود يا زمين ، بنده و مخلوق است ، همچنانكه خداى تعالى در اين باره فرموده : (ان كل من فى السموات و الارض الا اتى الرحمن عبدا): (هيچ كس در آسمانها و زمين نيست ، مگر آنكه بحال بندگى نزد خداى رحمان مى آيد).

گو اينكه در صورتيكه بر طبق رسوم عبوديت ، و بمقتضاى سنتهاى بردگى عمل نكند، و در عوض پلنگ دماغى و طغيان بورزد، از نظر نتيجه مى توان گفت كه او بنده خدا نيست ، چون بنده بآن كسى مى گويند كه تسليم در برابر مالكش باشد، و زمام تدبير امور خود را بدست او بداند، پس جا دارد كه تنها كسانى را بنده بناميم كه علاوه بر عبوديت ذاتيش ، عملا هم بنده باشد، و بنده حقيقى چنين كسى است ، كه خدا هم درباره او مى فرمايد: (و عباد الرحمن ، الذين يمشون على الارض هونا)، (بندگان رحمان كسانى هستند كه در زمين با تواضع و ذلت قدم بر ميدارند) الخ .

و بنابراين اگر كسى باشد كه علاوه بر بندگى ذاتى و عمليش ، خدا هم او را بنده خود اتخاذ كرده باشد، يعنى بندگى او را پذيرفته باشد، و با ربوبيتش بوى اقبال كرده باشد، كه معناى ولايت خدائى هم ، همين است در نتيجه او خودش متولى و عهده دار امور او مى شود، آنطور كه يك مالك امور بنده خود را به عهده دارد.

و عبوديت ، خود كليد ولايت خدائى است ،همچنانكه كلام ابراهيم هم كه گفت : (ان وليى اللّه الذى نزل الكتاب ، و هو يتولى الصالحين ، بدرستى سرپرست من خدائى است كه كتاب نازل كرده ، و سرپرستى صالحان را يع نى آنانكه شايستگى ولايت او را دارند، بعهده خود گرفته ).

و خداى تعالى رسول اسلام را هم در آيات قرآنش بنام عبد ناميده ، و فرموده (الذى اءنزل على عبده الكتاب )، (خدائى كه بر بنده اش اين كتاب را نازل كرد)، و نيز فرموده :(ينزل على عبده آيات بينات )، (آياتى روشن بر بنده اش نازل مى كند)،، و نيز فرموده : (قام عبداللّه يدعوه )، (بنده خدا برخاست تا او را بخواند) پس روشن شد كه اتخاذ عبوديت همان ولايت و سرپرستى كردن عبد است .

فرق بين (نبى ) و (رسول) 

و اينكه امام (عليه السلام ) فرمود: (و خداوند قبل از آنكه او را رسول بگيرد نبى گرفت )، دلالت دارد بر اينكه ميانه رسول و نبى فرق است ، و فرق آندو بطوريكه از روايات ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) بر مى آيد اين است كه نبى كسى است كه در خواب واسطه وحى را مى بيند، و وحى را مى گيرد، ولى رسول كسى است كه فرشته حامل وحى را در بيدارى مى بيند، و با او صحبت مى كند.

و آنچه از داستانهاى ابراهيم بر مى آيد، اين است كه مقاماتى كه آنجناب بدست آورده ، بهمين ترتيبى بوده كه در اين روايت آمده ، يعنى نخست مقام عبوديت ، و سپس نبوت ، و بعد رسالت ، آنگاه خلت ، و در آخر امامت بوده ، اينك آياتى كه اين ، ترتيب از آنها استفاده مى شود از نظر خواننده مى گذرد.

(واذكر فى الكتاب ابراهيم ، انه كان صديقا نبيا اذقال لابيه ياابت ! لم تعبد ما لا يسمع و لا يبصر و لا يغنى عنك شيئا؟).

از اين آيه بر مى آيد، آنروز كه ابراهيم اين اعتراض را به پدر خود ميكرد، كه چرا چيزى مى پرستى ، كه نه مى شنود، و نه مى بيند، و نه دردى از تو دوا ميكند؟ نبى بوده - و اين آيه آنچه را كه ابراهيم در آغاز ورودش در ميانه قوم گفت ، تصديق ميكند، آنروز گفت : (اننى براء مما تعبدون ، الا الذى فطرنى فانه سيهدين )، (من از آنچه شما ميپرستيد بيزارم ، تنها كسى را مى پرستم كه مرا بيافريد، و بزودى هدايتم مى كند).

(و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى ، قالوا: سلاما، قال : سلام ).

اين آيه راجع به آمدن فرشته نزد ابراهيم است كه او را بشارت دادند به صاحب فرزند شدن ، و خبر دادند كه براى نزول عذاب بر

 قوم لوط آمده اند، و اين داستان در اواخر عمر ابراهيم ، و سنين پيرى او و بعد از جدائى از پدر و قومش اتفاق افتاده ، كه در آن،

ملائكه خدا را در بيدارى ديده ، و با آنان صحبت كرده است.

و اينكه امام (عليه السلام ) فرمود: (خدا ابراهيم را قبل از آنكه خليل و دوست خود قرار دهد رسول خود قرار داد)، آنرا از آيه : (و اتبع ملة ابراهيم حنيفا، و اتخذ اللّه ابراهيم خليلا)، (ملت ابراهيم را كه حنيف است پيروى كند، و خدا ابراهيم را خليل بگرفت ). استفاده كرده ، چون از ظاهرش بر مى آيد اگر خدا او را خليل خود گرفت براى خاطر اين ملت حنفيه اى كه وى به امر پروردگارش ‍ تشريع كرد، بگرفت چون مقام آيه مقام بيان شرافت و ارج كيش حنيف ابراهيم است ، كه به خاطر شرافت آن كيش ، ابراهيم بمقام خلت مشرف گرديد.

معنى (خليل ) و فرق آن با (صديق) 

و كلمه خليل از نظر مصداق ، خصوصى تر از كلمه : (صديق ) است .

چون دو نفر دوست همين كه در دوستى و رفاقت صادق باشند، كلمه صديق بر آندو صادق است ، ولى باين مقدار آندو را خليل نمى گويند، بلكه وقتى يكى از آندو را خليل ديگرى مى نامند، كه حوائج خود را جز باو نگويد، چون خلت بمعناى فقر و حاجت است.

و اينكه فرمود: (خداى تعالى ابراهيم را قبل از آنكه امام بگيرد، خليل خود گرفت ) الخ ، معنايش از بيان گذشته ، روشن گرديد.

و اينكه فرمود: (سفيه ، امام مردم با تقوى نمى شود)، اشاره است بآيه شريفه : (و من يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه، و لقد اصطفيناه فى الدنيا، و انه فى الاخره لمن الصالحين اذ قال : له ربه اسلم ، قال : اسلمت لرب العالمين )، (آنكس كه از ملت و كيش ‍ ابراهيم روى بگرداند، خود را سفيه كرده است ، كه ما او را در دنيا برگزيديم ، و او در آخرت از صالحان است ، چون پروردگارش به او گفت : تسليم شو، گفت : براى رب العالمين تسليم هستم ).

خداى سبحان اعراض از كيش ابراهيم را كه نوعى ظلم است سفاهت خوانده و در مقابل آن ، اصطفاء را ذكر كرده ، آنگاه آنرا با سلام تفسير كرده ، و استفاده اين نكته از جمله : (اذ قال له ربه اءسلم )، الخ ، محتاج بدقت است ، آنگاه اسلام و تقوى را يكى ، و يا بمنزله يك چيز دانسته و فرموده : (اتقوا اللّه حق تقاته ، و لا تموتن الا و انتم مسلمون )، (از خدا بپرهيزيد حق پرهيز كردن ، و زنهار، نميريد مگر آنكه در حال اسلام باشيد). دقت فرمائيد.

و از شيخ مفيد از درست و هشام از ائمه (عليهم السلام ) روايت شده ، كه فرمودند: ابراهيم نبى بود، ولى امام نبود، تا آنكه خداى تعالى فرمود: (انى جاعلك للناس اماما، قال و من ذريتى ) خداى تعالى در پاسخ درخواستش فرمود: (لا ينال عهدى الظالمين )، و معلوم است كسى كه بتى و يا وثنى ، و يا مجسمه اى بپرستد، امام نمى شود.

چند روايت در ذيل آيه شريفه 124 

مولف: معناى اين حديث از آنچه گذشت روشن شد.

مرحوم شيخ طوسى در امالى با ذكر سند و ابن مغازلى ، در مناقب ، بدون ذكر سند از ابن مسعود روايت كرده ، كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در تفسير آيه اى كه حكايت كلام خدا به ابراهيم است ، فرمود: كسيكه بجاى سجده براى من ، براى بتى سجده كند، من او را امام نميكنم ، آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اين دعوت ابراهيم در من و برادرم على كه هيچيك هرگز براى بتى سجده نكرديم منتهى شد.

مولف: و اين روايت از رواياتى است كه دلالت بر امامت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دارد.

و در تفسير الدر المنثور است كه وكيع ، و ابن مردويه از على بن ابيطالب (عليه السلام ) از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده ، كه در تفسير جمله : (لا ينال عهدى الظالمين ) فرمود: اطاعت خدا جز در كار نيك صورت نمى گيرد.

و نيز در تفسير الدر المنثور است كه عبد بن حميد، از عمران بن حصين ، روايت كرده كه گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم مى فرمود: اطاعت هيچ مخلوقى در نافرمانى خدا مشروع نيست .

مولف: معناى اين حديث از آنچه گذشت روشن است .

و در تفسير عياشى به سندهائى چند از صفوان جمال روايت كرده كه گفت : ما در مكه بوديم ، در آنجا گفتگو از آيه : (واذابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن ) به ميان آمد فرمود: خدا آن را با محمد و على و امامان از فرزندان على تمام كرد، آنجا كه فرمود: (ذرية بعضها من بعض ، واللّه سميع عليم )، ذريه اى كه بعضى از بعض ديگرند، و خدا شنوا و دانا است ).

مولف: اين روايت آيه شريفه را بر اين مبنا معنا كرده ، كه مراد به لفظ (كلمه ) امامت باشد، همچنانكه در آيه : (فانه سيهدين ، و جعلها كلمه باقية فى عقبه )، نيز باين معنا تفسير شده است .

 

و بنابراين معناى آيه اين مى شود: چون خداى تعالى ابراهيم را بكلماتيكه عبارت بود از امامت خودش ، و امامت اسحاق ، و ذريه او بيازمود، و آن كلمات را با امامت محمد و امامان از اهل بيت او كه از دودمان اسماعيل هستند تمام كرد، آنگاه اين معنا را با جمله : (انى جاعلك للناس اماما) تا آخر آيه روشن ساخت

براي ادامه ي تفسير روي گزينه ي بيشتر كليك كنيد.



تفسير مجمع البيان

 

وَ اِذِابْتَلى اَبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّى جاعِلُكَ لِلنّاس ِ اِمامَاً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لايَنالُ عَهْدِى الظّالِمينَ.

و [بياد آوريد] هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود، و او همه را [بشايستگى ] انجام داد؛ [آنگاه خدا به او] فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم.» [ابراهيم ]گفت: «از نسل من [نيز]؟» فرمود: پيمان من به ستمكاران نخواهد رسيد.

نگرشى بر واژه ها :   ابتلى:   آزمود       اتمّهنّ: آنها را به انجام رسانيد    ذرّيّه: نسل، دودمان   لاينال: نمى رسد

تفسير

در اين آيه شريفه و آياتى چند كه ازپى آن خواهد آمد، از ابراهيم(ع) و شكوه و عظمت او سخن مى رود؛ از آزمونى كه با موفّقيت بسيار آن را به انجام رسانيد و امتيازى كه كسب كرد.

آزمون خدا

پيش از هرچيز بايد توجّه داشت كه نسبت دادن امتحان و آزمون به خدا، مجاز است؛ امّا مفهوم آن متفاوت است:

امتحان را كسى برگزار مى كند كه از فرجام كارها بى خبر باشد و بخواهد ازطريق آزمون، بر آگاهى خويش بيفزايد؛

 درحاليكه خداى جهان آفرين بر گذشته و آينده و فرجام امور آگاه است. بنابراين منظور از اين آزمون اين است كه

خدا ابراهيم(ع) را به كارهايى موظّف ساخت.    چرا؟

در اينكه چرا به وظايفى كه خدا براى انسانها مقرّر كرده، آزمون گفته مى شود، و چگونه اين مقرّرات وسيله آزمايش و امتحان بندگان خدا قرار مى گيرد، دو نظر ارائه شده است:

1ـبه اعتقاد عدّه اى، بسيارى از مردم دستورات خود را براى آزمون ديگران صادر مى كنند با اين هدف كه با اين دستورات و خواسته ها، دوستان و همنوعان خويش را بيازمايند؛ و از آنجا كه قرآن شريف نيز به زبان مردم و طبق راه و رسم آنان سخن مى گويد، به مقررّات خدا درمورد بندگان و تكاليفى كه خدا برعهده انسانها مى گذارد، امتحان و آزمون گفته مى شود.

2ـو برخى مى گويند: از آنجا كه شيوه رفتار خدا با بندگانش، بسان رفتار آزمايش كنندگان است، و همانگونه كه انسانها تا وقتى كسى را نيازمايند، او را درخور پاداش و كيفر نمى شناسند، خدا نيز بااينكه از نيّتها و رفتار مردم حتّى پيش از انجام دادن آنها آگاه است، بازهم به آنها پاداش و كيفر نمى دهد تا كارهاى شايسته انجام دهند يا در زندگى، مرتكب گناه شوند. و به همين تناسب، به شيوه عملى خدا با بندگان، آزمون اطلاق مى شود.

«و اذابتلى ابراهيم ربّه بكلماتٍ»و [بياد آوريد] هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود

واژه «كلمات» در آيه شريفه را كه عبارت است از وسايل آزمون ابراهيم(ع)، به چند معنا و مفهوم گرفته اند:

1ـقربانى كردن فرزند

    على بن ابراهيم در تفسير خود، روايتى از حضرت صادق (ع) آورده است كه مى فرمايد: منظور از واژه «كلمات» در آيه شريفه، همان خوابى است كه ابراهيم(ع) ديد و در آن به قربانى كردن فرزند خويش فرمان يافت؛ آنگاه آن دستور را خالصانه و شجاعانه به مرحله عمل رسانيد؛ و پس از آن بود كه ازجانب خدا به دريافت اين امتياز بزرگ نائل آمد كه: «انّى جاعلك للنّاس اماماً

2ـبرنامه هاى بهداشتى يا دستورات دهگانه

    افزون بر آنچه آمد، منظور از «كلمات» در آيه شريفه بنا به روايت رسيده از ششمين امام نور (ع)، دستورهايى درمورد بهداشت و نظافت و پاكسازى برون و درون از زنگارهاست؛ كه اين دستورات را بدينصورت بر او فرو فرستاد:

1ـكوتاه كردن شارب 2ـريش نهادن 3ـاصلاح موها 4ـرعايت بهداشت دهان 5ـ مسواك كردن دندانها

6ـزدودن موها از بدن 7ـختنه كردن 8ـچيدن ناخنها 9ـغسل جنابت 10ـ شستشوى بدن با آب

اين دستورات بهداشتى كه بعنوان «سنّتهاى حق گرايانه و درست» ناميده شده، جاودانه اند؛ و خدا در قرآن شريف، همگان را به پيروى از آنها فرمان داده است؛ و به عقيده مفسّران، آيه شريفه «فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ اِبْراهيمَ حَنيفَاً...» (پس آيين ابراهيم را پيروى كنيد) به اين فرامين اشاره دارد.

يكى از مفسّران مى گويد: منظور از «كلمات» در اين آيه شريفه كه وسيله آزمون ابراهيم(ع) بود، همين ده دستورى است كه در آيين آن حضرت واجب بوده و در اسلام مستحب شناخته شده است.

 

3ـ دستورات سى گانه

   در روايتى از ابن عبّاس، نقل كرده اند كه منظور از «كلماتى» كه با آنها از ابراهيم (ع) آزمون شد، سى دستور از دستورهاى آيين آسمانى اسلام است. پيش از آن حضرت، كسى از اين مقررّات آگاه نبود و به انجام دادن آنها موظّف نشده بود؛ و او نخستين كسى بود كه اين دستورات به او ابلاغ شد و او همه را بشايستگى انجام داد؛ و آنگاه خدا درمورد او فرمود:« وَ اِبْراهيمَ الَّذى وَفّى .» (234 و ابراهيم، آن پيامبر بزرگى كه به عهد خويش با خدا وفا كرد.

اين دستورات سى گانه در سه سوره از قرآن شريف بصورت سه دسته ويژگيهاى اخلاقى و انسانى و معنوى آمده اند؛ كه عبارتند از:

الف - سوره توبه: قرآن در ترسيم اين ده ويژگى مى فرمايد:

« اَلتّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاكِعُونَ السّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحافِظُونَ لِحُدُودِاللَّهِ وَ بَشِّرِالْمُؤْمِنينَ.» 

(آن ايمان آورندگان،) همان توبه كاران، پرستشگران، سپاسگزاران، روزه داران، ركوع كنندگان، سجده كنندگان، فراخوانان به كارهاى شايسته، بازدارندگان از كارهاى ناشايسته و نگهبانان مقررّات و مرزهاى دين خدايند؛ و اين مؤمنان را نويد ده.

با توجّه به اين آيه شريفه، ده ويژگى نخست كه ابراهيم (ع) با آنها آزمون شد، عبارتند از:

1ـتوبه راستين 2ـ پرستش خالصانه خدا 3ـسپاس خدا 4ـروزه گرفتن 5ـركوع براى او 6ـسجده دربرابر او

7ـ دعوت به ارزشها 8ـهشدار از گناهان 9ـ محافظت از مقررّات خدا 10ـدريافت نويد رستگارى بخاطر ايمان و عمل شايسته

ب. سوره مؤمنون: دستورات دهگانه ديگرى كه با آنها از ابراهيم (ع) آزمون بعمل آمد، در سوره مؤمنون ذكر شده است؛ « قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ فى صَلوتِهِمْ خاشِعُوَن وَالَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذينَ هُمْ لِلزَّكوةِ فاعِلُونَ وَالَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ... تا و اولئك هم الوارثون»

براستى كه ايمان آوردگان رستگار شدند؛ همانان كه در نمازشان فروتنند، از بيهوده رويگردانند، زكات را مى پردازند و پاكدامن هستند...

كه عبارتند از:1ـايمان تزلزل ناپذير 2ـخشوع در نماز 3ـدورى از بيهودگيها و بى هدفيها 4ـپرداخت زكات

5 ـعفّت و پاكدامنى 6ـرابطه عادلانه و دوستانه با همسر و رعايت عدالت در نظام خانواده

7ـبرخورد عادلانه و انسانى با زيردستان 8ـرعايت امانت 9ـوفاى به عهدها و پيمانها 10ـمحافظت از نمازها

ج - سوره احزاب: دستورات دهگانه سوّم در سوره مباركه احزاب اينگونه ترسيم شده است:

« اِنَ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْقانِتينَ وَالْقانِتاتِ وَالصّادِقينَ وَالصّادِقاتِ وَالصّابِرينَ وَالصّابِراتِ وَالْخاشِعينَ وَالْخاشِعاتِ وَالْمُتَصَدِّقينَ وَالْمُتَصَدِّقاتِ وَالصّائِمينَ وَالصّائِماتِ وَالْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الّذاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَالذّاكِراتِ اَعَدَّاللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْراً عَظيماً.»

مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باايمان، مردان و زنان پرستشگر خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان شكيبا، مردان و زنان فروتن، مردان و زنان صدقه دهنده، مردان و زنان روزه دار، مردان و زنان پاكدامن، و مردان و زنانى كه خداى را بسيار ياد مى كنند، خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.

1ـاسلام گرايى راستين و گردن نهادن به مقررّات خدا 2ـايمان تزلزل ناپذير 3ـفرمانبردارى و پرستش خدا

4ـراستگويى  5ـشكيبايى  6ـ پرواى از خدا و ترس از عدالت او  7ـپرداخت صدقه 8 ـروزه دارى  9ـپاكدامنى

10ـ پيوسته به يادخدابودن.

 4ـ ويژگيهاى چهل گانه

   در روايت ديگرى از ابن عبّاس نقل كرده اند كه منظور از «كلماتى» كه ابراهيم(ع) به وسيله آنها آزمون شد، چهل ويژگى اخلاقى و عقيدتى و انسانى است. اين ويژگيها عبارتند از سى ويژگى كه در سه سوره توبه، مؤمنون و احزاب ترسيم شده است و ازنظر شما خواننده گرامى گذشت و ده ويژگى ديگر كه درسوره مباركه معارجآمده است:

« اَلَّذينَ هُمْ عَلى صَلوتِهِمْ دائِمُونَ وَالَّذينَ فى اَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَالْمَحْرُومِ وَالَّذينَ يُصَدّقُونَ بِيَوْمِ الدّينِ وَالَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ اِنَّ عَذابِ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ وَالَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ اِلّاعَلى اَزْواجِهِمْ اَوْ مامَلَكَتْ اَيْمانُهُمْ فَاِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَاُولئِكَ هُمُ الْعادُونَ وَالَّذينَ هُمْ لِاَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ وَالَّذينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ وَالَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ.»

1ـ پايدارى در نماز و پرستش خدا  2ـپرداخت حقوق محرومان  3ـگواهى عملى روز رستاخيز و روز حساب

4ـترس از كيفر خدا  5ـعفّت و پاكدامنى  6ـرعايت حقوق در نظام خانواده  7ـاداى امانتها  8ـ رعايت پيمانها

9ـگواهى دادن براساس حق و عدالت  10ـمحافظت از نماز

5 ـ  اجراى شايسته و بايسته آداب حج

   در روايت ديگرى از ابن عبّاس نقل كرده اند كه: منظور از كلماتى كه وسيله آزمون ابراهيم(ع) قرار گرفت، اجراى شايسته و بايسته آيين و مناسك حج بود؛ و آن حضرت اين برنامه عبادى و معنوى را آنگونه كه خداپسندانه بود، از آغاز تا فرجام بكار بست.

6ـ رويارويى با شرك گرايان

   عدّه اى گفته اند: منظور از واژه «كلمات» در آيه شريفه اين است كه خداى جهان آفرين ابراهيم (ع) را با برنامه ها و دستورات گوناگون مورد آزمون قرار داد؛ از آن جمله: او را درميان شرك گرايان و ستاره پرستان فرستاد و به او فرمان رويارويى و هدايت آنان به سوى توحيد را داد؛ آنگاه به آن حضرت دستور داد فرزند دلبند خويش را قربانى سازد؛ پس از آن، او و امّتش را به رعايت مقررّاتى موظّف ساخت، و در راه توحيد و يكتاپرستى فرمان ايستادگى تا افكنده شدن در ميان آتش را داد؛ و سرانجام فرمان هجرت به او رسيد. و آن قهرمان بزرگ توحيد و تقوا، در همه مراحل، با سرافرازى و سربلندى از عهده آزمون الهى برآمد.

7ـگزينش ابراهيم (ع)

   پاره اى بر اين اعتقادند كه منظور از «كلمات» در آيه شريفه اين است كه خداى جهان آفرين ابراهيم (ع) را با مفاهيم بلند و معارف ارزشمندى كه در همين آيات آمده است، آزمود؛ با مفاهيم انسانسازى چون توحيد و تقوا، انتخاب او به پيشوايى مردم و ارزانى داشتن ويژگيهاى اين مقام رفيع به او، به همراه مفاهيم بلندى كه آن حضرت در قالب وصيت به فرزندان خويش بيان كرد؛ همچنين با مراحل گوناگون بنياد خانه كعبه و اجراى مناسك حج. آرى؛ خدا او را با اين دستورات آزمود؛ پس آنگاه امتيازاتى پرشكوه ازجمله امامت راستين را به وى ارزانى داشت.

8 ـمقررّات الهى

ابوعلى بر اين عقيده است كه منظور از «كلمات» در آيه شريفه، تمامى مقررّات خداست در امور مربوط به فرد، خانواده، اجتماع، سياست، اخلاق و اصول انسانى كه ازطريق وحى و عقل بر حضرت ابراهيم(ع) مقرّر شد و او با اراده اى تزلزل ناپذير و ايمانى ژرف، به اجرا و رعايت آنها همّت گماشت.

گفتنى است كه به نظر نگارنده، همه ديدگاههايى كه تاكنون ازنظرتان گذشت، ممكن است از آيه شريفه دريافت شود.

 

مطلب ادامه دارد. به بخش چهارم مراجعه كنيد.



وَ اِذِابْتَلى اَبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّى جاعِلُکَ لِلنّاس ِ اِمامَاً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتى قالَ لایَنالُ عَهْدِى الظّالِمینَ.rnrnو [بیاد آورید] هنگامى که ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و او همه را [بشایستگى ] انجام داد؛ [آنگاه خدا به او] فرمود «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» [ابراهیم ]گفت «از نسل من [نیز]؟» فرمود پیمان من به ستمکاران نخواهد رسید.rnrnنگرشى بر واژه ها ابتلى آزمود اتمّهنّ آنها را به انجام رسانید ذرّیّه نسل، دودمان لاینال نمى رسد
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395 توسط pursaeid  پرینت

مرتبط باموضوع :

 چراغ راهنماي زندگي  [ چهارشنبه، 4 دي ماه، 1392 ] 1799 مشاهده
 زهره ملكي بانوي فرهيخته  [ پنجشنبه، 25 خرداد ماه، 1396 ] 394 مشاهده
 نيمه ي شعبان بارقه ي اميد حيات بشر  [ سه شنبه، 12 خرداد ماه، 1394 ] 1210 مشاهده
 پيچ و خم زندگي را از طبيعت بياموزيم ( قسمت دوم)  [ سه شنبه، 26 آذر ماه، 1392 ] 1591 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب