ارسال ها

 زهره ملكي بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:312 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 25 خرداد ماه، 1396

 اشرف السادات كماني، بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:476 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 30 آذر ماه، 1395

 عظيمه ايرانپور اديب معاصر

  | بازدیدها:481 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 18 آذر ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش چهارم)

  | بازدیدها:545 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش سوم)

  | بازدیدها:598 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش دوم)

  | بازدیدها:534 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش اول)

  | بازدیدها:620 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 شب برات ( نيمه شعبان)

  | بازدیدها:596 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 2 خرداد ماه، 1395

 ويژه ميلاد بزرگ بانوي مكرّم اسلام

  | بازدیدها:709 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 فروردين ماه، 1395

 توجه ويژه به زندگي!

  | بازدیدها:798 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 در جستجوي آرامش

  | بازدیدها:844 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 حرف دل

  | بازدیدها:980 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:803 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 ويژه ميلاد امام رضا (ع)

  | بازدیدها:884 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 3 شهريور ماه، 1394

 راه وصول به آرامش

  | بازدیدها:966 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 22 مرداد ماه، 1394

 يك دم با معبود

  | بازدیدها:1078 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 2 تير ماه، 1394

 ميلاد مهدي موعود مبارك باد!

  | بازدیدها:1106 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 13 خرداد ماه، 1394

 نيمه ي شعبان بارقه ي اميد حيات بشر

  | بازدیدها:1153 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 12 خرداد ماه، 1394

 رفتار و تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:1184 | تاریخ ارسال : جمعه، 8 خرداد ماه، 1394

 اصول شادي

  | بازدیدها:1075 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 30 ارديبهشت ماه، 1394

 بعثت پيامبر اسلام (ص)

  | بازدیدها:1101 | تاریخ ارسال : جمعه، 25 ارديبهشت ماه، 1394

 متون كوتاه فلسفي و جملات زيباي زندگي

  | بازدیدها:1102 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 ارديبهشت ماه، 1394

 مشاوره رايگان

  | بازدیدها:1349 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 درس هاي مهم زندگي

  | بازدیدها:1148 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 12 فروردين ماه، 1394

 سخنان نغز

  | بازدیدها:1281 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 26 اسفند ماه، 1393

 ميلاد پيام آور رحمت

  | بازدیدها:1305 | تاریخ ارسال : جمعه، 19 دي ماه، 1393

 واقعيت ها

  | بازدیدها:1446 | تاریخ ارسال : جمعه، 28 آذر ماه، 1393

 السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع)

  | بازدیدها:1701 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 22 مهر ماه، 1394

 حجاب، نشان انسان بودن

  | بازدیدها:1837 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 21 مهر ماه، 1393

 عيد سعيد مبارك

  | بازدیدها:1823 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 5 مرداد ماه، 1393

 ضيافت نور

  | بازدیدها:1826 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 تير ماه، 1393

 نكته هاي ناب

  | بازدیدها:1802 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1393

 مولود كعبه، روز پدر

  | بازدیدها:1968 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه، 1395

 الهام انديشمندان

  | بازدیدها:1814 | تاریخ ارسال : شنبه، 30 فروردين ماه، 1393

 بياييم در بهار طبيعت، متحول شويم

  | بازدیدها:1998 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 28 اسفند ماه، 1392

 با شريك زندگي خود چگونه باشيم؟

  | بازدیدها:1803 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت دوم)

  | بازدیدها:2021 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت اول)

  | بازدیدها:1848 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 بپذیر تا موفق شوی

  | بازدیدها:1755 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 سخن رهايي بخش

  | بازدیدها:1904 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 24 بهمن ماه، 1392

 گفتار ويژه

  | بازدیدها:1997 | تاریخ ارسال : جمعه، 14 فروردين ماه، 1394

 گلواژه هاي ماندگار

  | بازدیدها:2197 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 رفتار انساني!

  | بازدیدها:1724 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 16 بهمن ماه، 1392

 عشق را تفسير كن!!

  | بازدیدها:1876 | تاریخ ارسال : جمعه، 4 بهمن ماه، 1392

 انسان منتظر

  | بازدیدها:1760 | تاریخ ارسال : شنبه، 28 دي ماه، 1392

 سرانجام دوستي با خدا

  | بازدیدها:1718 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 24 دي ماه، 1392

 غم و اندوه چرا ؟ شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد!

  | بازدیدها:1945 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 شهادت امام حسن عسكري (ع) و آغاز امامت حضرت حجت (عج)

  | بازدیدها:1811 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 19 دي ماه، 1392

 صلواتي كه زندگي را دگرگون مي كند.

  | بازدیدها:1809 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 17 دي ماه، 1392

 براي خداي خود چگونه بنده اي بودم؟

  | بازدیدها:1929 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 دي ماه، 1392

تصاوير



هماي خوشبختي

روحنواز بسان آبشار

سفير سعادت

به پاكي طبيعت

گل بهشتي

ابوالفضل

واقعيت هاي زندگي

پدر، هديه ي خداداد

شما مي توانيد!

براي خود وقت بگذاريد

بسم الله الرحمن الرحيم

 

مفهوم امامت در آيه 124 سوره بقره

 

    آيه ي 124 سوره بقره يكي از آياتي است  كه پشتوانه فكري و اعتقادي شيعه قرار گرفته است كه امام بايد معصوم باشد و كسي كه لقب ظالم بر او صدق كند، به مقام امامت نخواهد رسيد. ( تفسير نور استاد قرائتي)

      شايسته است جوانان سرزمين اسلامي ايران عزيز، در برابر خرافه ها و شبهات مغرضانه و نوظهور، به سلاح علم و دانش مسلح باشند تا ضمن دفاع از حقانيت مذهب راستين تشيع خود نيزآسيب عقيدتي نبينند و ديگران را كه در معرض خطر انحراف مي بينند راهنمايي و هدايت كنند. چرا كه اين امر يكي از وظايف هر انسان ولايتمدار است كه مدافع راستين دين مبين اسلام و مذهب برحق تشيع است. در اين نوشتار، با استفاده از تفاسير گوناگون و نظرات علماي شيعه و سني آيه مذكور تفسير شده اميد است مطالب شيرين آن مورد مطالعه محبين اهل بيت عصمت و طهارت (ع) قرار گيرد.

 

تفسير اين آيه ي شريفه در قالب چهار بخش در چهار پست جداگانه تدوين و در سايت قرارگرفته است.

                                                                              رحيم پورسعيدي

 

(بخش اول)

 

امامت در آيه 124 سوره بقره

 

     آیا لغت "امام" که خداوند در آیه 124 سوره مبارکه بقره در مورد حضرت ابراهیم (ع) می فرماید، لزوما همان امام است که ما در مورد حضرات ائمه معصومین علیهم السلام اعتقاد داریم؟ آیا ممکن است معنای دیگری هم داشته باشد؟

      از آیه مورد بحث اجمالا چنین استفاده می‏شود: مقام امامتی که به ابراهیم بعد از پیروزی در همه این آزمونها بخشیده شد. فوق مقام نبوت و رسالت بود.

توضیح اینکه: امامت معانی مختلفی دارد:

1-" امامت" به معنی ریاست و زعامت در امور دنیای مردم (آن چنان که[i] اهل تسنن می‏ گویند).

2-" امامت" به معنی ریاست در امور دین و دنیا (آن چنان که بعضی دیگر از آنها تفسیر کرده ‏اند).

3- امامت عبارت است از تحقق بخشیدن برنامه‏های دینی اعم از حکومت به معنی وسیع کلمه، و اجرای حدود و احکام خدا و اجرای عدالت اجتماعی و همچنین تربیت و پرورش نفوس در" ظاهر" و" باطن" و این مقام از مقام رسالت و نبوت بالاتر است، زیرا" نبوت" و" رسالت" تنها اخبار از سوی خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد" امامت" همه اینها وجود دارد به اضافه" اجرای احکام" و" تربیت نفوس از نظر ظاهر و باطن" (البته روشن است که بسیاری از پیامبران دارای مقام امامت نیز بوده‏ اند).

در حقیقت مقام امامت، مقام تحقق بخشیدن به اهداف مذهب و هدایت به معنی" ایصال به مطلوب" است، نه فقط" ارائه طریق".

علاوه بر این" هدایت تکوینی" را نیز شامل می‏شود یعنی تاثیر باطنی و نفوذ روحانی امام و تابش شعاع وجودش در قلب انسانهای آماده و هدایت معنوی آنها (دقت کنید).

امام از این نظر درست به خورشید می‏ماند که با اشعه زندگی بخش خود گیاهان را پرورش می‏دهد، و به موجودات زنده جان و حیات می‏بخشد نقش امام در حیات معنوی نیز همین نقش است.

در قرآن مجید می‏خوانیم" هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً"" خدا و فرشتگان او بر شما رحمت و درود می‏فرستند تا شما را از تاریکیها به نور رهنمون گردند و او نسبت به مؤمنان مهربان است" [ii]

از این آیه بخوبی استفاده می‏شود که رحمتهای خاص خداوند و امدادهای [iii] غیبی فرشتگان می‏تواند مؤمنان را از ظلمتها به نور رهبری کند.

این موضوع در باره امام نیز صادق است، و نیروی باطنی امام و پیامبران بزرگ که مقام امامت را نیز داشته‏اند و جانشینان آنها برای تربیت افراد مستعد و آماده و خارج ساختن آنان از ظلمت جهل و گمراهی به سوی نور هدایت تاثیر عمیق داشته است.

شک نیست که مراد از امامت در آیه مورد بحث معنی سوم است، زیرا از آیات متعدد قرآن استفاده می‏شود که در مفهوم امامت مفهوم" هدایت" افتاده، چنان که در آیه 24 سوره سجده می‏خوانیم: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ:" و از آنها امامانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت کنند، چون استقامت به خرج دادند و به آیات ما ایمان داشتند". این هدایت به معنی ارائه طریق نیست، زیرا ابراهیم پیش از این، مقام نبوت و رسالت و هدایت به معنی ارائه طریق را داشته است.

براي مطالعه ادامه مطلب، روي گزينه بيشتر كليك كنيد



حاصل اینکه قرائن روشن گواهی می‏دهد که مقام امامت که پس از امتحانات مشکل و پیمودن مراحل یقین و شجاعت و استقامت به ابراهیم بخشیده شد غیر از مقام هدایت به معنی بشارت و ابلاغ و انذار بوده است.

پس هدایتی که در مفهوم امامت افتاده چیزی جز" ایصال به مطلوب" و" تحقق بخشیدن روح مذهب" و پیاده کردن برنامه‏های تربیتی در نفوس آماده نیست.

این حقیقت اجمالا در حدیث پر معنی و جالبی از امام صادق ع نقل شده:

ان اللَّه تبارک و تعالی اتخذ ابراهیم عبدا قبل ان یتخذه نبیا، و ان اللَّه اتخذه نبیا قبل ان یتخذه رسولا، و ان اللَّه اتخذه رسولا قبل ان یتخذه خلیلا، و ان اللَّه اتخذه خلیلا قبل ان یجعله اماما، فلما جمع له الاشیاء قالَ:" إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً" قال: فمن عظمها فی عین ابراهیم قالَ:" وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ" قال: لا یکون السفیه امام التقی[iv]:" خداوند ابراهیم را بنده خاص خود قرار داد پیش از آنکه پیامبرش قرار دهد، و خداوند او را به عنوان نبی انتخاب کرد پیش از آنکه او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب کرد پیش از آنکه او را به عنوان خلیل خود برگزیند، و او را خلیل خود قرار داد پیش از آنکه او را امام قرار دهد، هنگامی که همه این مقامات را جمع کرد فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم، این مقام به قدری در نظر ابراهیم بزرگ جلوه کرد که عرض نمود: خداوندا از دودمان من نیز امامانی انتخاب کن، فرمود: پیمان من به ستمکاران آنها نمی‏رسد ... یعنی شخص سفیه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد شد[v]"                     

[i] تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 437 [ii] (احزاب- 43). [iii] تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 438 [iv] تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 439

[v] اصول کافی جلد اول باب طبقات الانبیاء و الرسل و الأئمه صفحه 133.و تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 440

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   در سوره بقره آیه 124 خداوند می‌فرمایند: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً....»، خدا ابراهیم را به امور و کلماتی امتحان کرد.... این کلمات و اموری چه چیزهایی بود؟

پاسخ اجمالی:

امتحان بر دو نوع است:

1ـ امتحانى که به منظور کشف حقیقت و پى‌بردن به عاقبت امر صورت می‌گیرد، این نوع امتحان بر خداوند محال است؛ زیرا خداوند علام الغیوب است و حقیقت هر موضوعى و عاقبت هر امرى را می‌داند.
2ـ امتحان به جهت بروز استعدادها: خداوند در زندگى براى اشخاص حوادثى پیش می‌آورد تا استعدادها بروز کند و حقایق اشخاص معلوم گردد، کسانى که در برابر این حوادث به وظیفه خود عمل می‌کنند و شکیبایى و مقاومت به خرج می‌دهند به کمال می‌رسند و مستحق پاداش می‌گردند، و استحقاق ارتقا به مقام بالاتر و کمال عالی‌­تر را پیدا مى‌‏کنند. ضمناً عمل آنها سرمشق دیگران نیز واقع می‌گردد. بنابر این حوادث زندگى در عین حال که سنگ محک است، نردبان تکامل نیز محسوب می‌شود. امتحان خداوند نسبت به حضرت ابراهیم(ع) از نوع دوّم است.

خداوند براى ابراهیم(ع) حوادثى پیش آورد و او در آن حوادث با کمال مقاومت و شکیبایى به وظیفه خود عمل کرد و در نتیجه، شایستگى وى براى «مقام امامت» براى همه روشن و مسلّم گردید.

از این جهت در قرآن کریم فرموده: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»؛ به خاطر آورید) هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایش‌ها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم». ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانى قرار بده)». خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى‏‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند.

در این که مراد از کلمات چیست که حضرت ابراهیم به وسیله آنها امتحان شد و سربلند گردید، اقوال گوناگون و متعددی ذکر شده است اما از بررسى آیات قرآن و اعمال مهم و چشم‌گیرى که ابراهیم انجام داد و مورد تحسین خداوند قرار گرفت، چنین استفاده مى‌‏شود که مقصود از «کلمات»، یک سلسله وظایف سنگین و مشکل بوده که خدا بردوش ابراهیم گذارده بود و این پیامبر مخلص همه آنها را به عالیترین وجه انجام داد، این دستورات عبارت بودند از:
 1ـ یقین :به دلیل قول خداوند: «و این چنین، ملکوت آسمان‌ها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد.

2ـتوحید:خداوند و منزّه دانستن او از تشبیه هنگامى که او به ستاره و ماه و خورشید، در میان ستاره پرستان و ماه پرستان و خورشید پرستان، نگاه کرد و رو به خدا آورد و گفت: «اى قوم من از شریک‌هایى که شما (براى خدا) مى‏‌سازید، بیزارم! من روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان‌ها و زمین را آفریده، من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم

3ـ شجاعت: به دلیل قول خداوند: «سرانجام (با استفاده از یک فرصت مناسب)، همه آنها- جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه کرد، شاید سراغ او بیایند (و او حقایق را بازگو کند.

4ـ حلم :به دلیل گفتار خداوند: «چرا که ابراهیم، بردبار و دلسوز و بازگشت‏کننده (بسوى خدا) بود.

5 ـسخاوت :و دلیل آن گفتار خداوند است: «آیا خبر مهمان‌هاى بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است»؟

6ـاعتزال و کناره جویى در راه خدا از خویشاوندان خود:  به دلیل قول خداوند: «و از شما، و آنچه غیر خدا مى‏‌خوانید، کناره‏‌گیرى مى‌‏کنم و پروردگارم را مى‏‌خوانم.

7ـامر به معروف و نهى از منکردلیل آن قول خداوند است:«هنگامى که به پدرش گفت: «اى پدر! چرا چیزى را مى‌‏پرستى که نه مى‌‏شنود، و نه مى‏‌بیند، و نه هیچ مشکلى را از تو حلّ مى‏‌کند؟

8 ـبدى را به نیکى مکافات کردن:هنگامى که پدر وى گفت: «اى ابراهیم! آیا تو از معبودهاى من روى گردانى؟! اگر (از این کار) دست برندارى، تو را سنگسار مى‏‌کنم! و براى مدّتى طولانى از من دور شو. ولى ابراهیم(ع) در جواب گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برایت تقاضاى عفو مى‏‌کنم؛ چرا که او همواره نسبت به من مهربان بوده است.

9ـتوکّل و اعتماد ویژه بر خداوند:به دلیل گفتار خداوند: «همان کسى که مرا آفرید، و پیوسته راهنماییم مى‏‌کند، و کسى که مرا غذا مى‌‏دهد و سیراب مى‌‏نماید، و هنگامى که بیمار شوم مرا شفا مى‌‏دهد.

10ـمحنت در نفس: به واسطه انداختن او در آتشکه خداوند متعال فرمود: «(سرانجام او را به آتش افکندند ولى ما) گفتیم: «اى آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش.

11ـامتحان نسبت به ذبح فرزند خود اسماعیل(ع): که خداوند چنین می‌فرماید: « گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى‏‌کنم.

12ـامتحان در باره اسکان خانواده‌اش در سرزمین خشک و بی‌آب و علف:چنانچه خداوند در این باره از قول ابراهیم(ع) می‌فرماید: «پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمین بى‏‌آب و علفى، در کنار خانه‌‏اى که حرم تو است، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند

13ـشکیبایى بر بد اخلاقى همسرش ساره

14ـخود را در عبادت مقصر محسوب داشت:به دلیل قول خداوند: «و در آن روز که مردم برانگیخته مى‏‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن.

15ـ موقعیت و مقام ممتاز وى:به دلیل گفتار خداوند «ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود

16ـ مداومت او به همه طاعات و ادای وظایف عبودیّت:به دلیل آیات «بگو نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است. همتایى براى او نیست و به همین مأمور شده‏‌ام و من نخستین مسلمانم.
17ـاجابت خداوند دعاى او را هنگامى که گفت:«و (به خاطر بیاور) هنگامى را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مى‏‌کنى»؟


18ـ خیر عاقبت:چنان که خداوند متعال می‌فرماید: «ما او را در این جهان برگزیدیم و او در جهان دیگر، از صالحان است»

19ـپیروى پیغمبران بعد از او: به دلیل آیه: «سپس به تو وحى فرستادیم که از آیین ابراهیم- که ایمانى خالص داشت و از مشرکان نبود- پیروى کن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مصداق اول ظالم، مشرکين هستند

ظالم ها چه کساني هستند؟ اولين ظالم مشرک استان الشرک لظلم عظيمبنابراين ظالمي که مشرک باشد، شرک به خدا داشته باشد که آن ظلم عظيم است قطعا طبق نص اين آيه اهليت امامت ديني را ندارد و نمي تواند امامت ديني داشته باشد. سيوطي در تفسير در المنثور روايت از مجاهد معنايلا ينال عهدي الظالمين، لا اجعل اماما ظالما يعني من امام ظالم ديگر نصب و قرار نمي دهم، معنا مي کند سيوطي
روايت تفسير عياشي در اين که امام ظالم وجود ندارد

بعد مرحوم عياشي در تفسير عياشي مي فرمايد: روايت از حريز از امام امام باقر عليه السلام«في قوله لا ينال عهدي الظالمين، أي لا يکون اماما ظالما». امام ظالم قطعا وجود ندارد. در شرح حديث«و لا ينال عهدي الظالمين»، روايتي را مرحوم عياشي نقل مي کند از صفوان جمال مي گويد اين حديث را در مکه بوديم که صحبت بود، در آن جا گفته شد به اين نتيجه رسيديم و مطلب اين شد که«قال من ذريتي، قال يا رب و يکون من ذريتي ظالم، قال نعم». اسم برد چند نفر را که اين ها هستند که ظالم هستند و امامت به آن ها نمي رسد. « و من اتبعها»و کساني که آن ها را اتباع مي کنند

کسي که از اين امامت فاصله بگيرد سفيه است

بعد در ادامه همين آيه مي فرمايد کسي که از اين امامت، از اين مقام با عظمت، از اين چهره مولي کسي که «يرغب عنه» يعني فاصله از آن بگيرد، کسي از اين امامت فاصله بگيردالا من سفه نفسه، مگر کسي که عقل درست ندارد. عقل درست باشد آدم غير از مولي کسي هست که بعد از پيامبر آدم امامتش را قبول کند؟ قرآن مي گويد قبول نکردن ولايت سفاهت است. براي اين که عقل سليم در ديد ابتدايي کسي که به قول خود آن ها به بت سجده نکرده کرم الله وجهه، کسي که تمام غزوات به دست مبارک او بوده، کسي که علمش تا حالا در دنيا اول است، کسي که تقوايش الگوست تا حالا، کسي که نص غدير درباره اش است، کسي که قبول نکند«من سفه نفسه»، اين عقل ندارد. يک دسته اش عقل ندارد که اتباع است و يک قسمتش هم کفر است که سران است و موسسين بهم زدن ولايت مولي در اين آيه کافر خوانده شده است و کساني که با يک تبليغات بسيار نادرستي از ولايت کنار کشيده اند، آن ها سفيه خوانده شده و واقعا هم همين طور است. در آيه قرآن گفت«و من يرغب عن مله ابراهيم» که ملت در روايت گفته شده است فالمله در اين جا امامت است. «الا من سفه نفسه».  و بعد در ادامه اين همين آيه آن کساني که کنار مي روند در اثر تبليغات سفهاء هستند و عقل ندارند و کساني که عمدا موسسين مخالفت با ولايت هستند، «و من کفر فامتعه قليلا»، دنيايش را يک زندگي براي شان مي دهيم مثل اين که شما مثال بزنيد رياست دنيا که چيز کمي است، يک رياست چند روزه و يک حکومت چند روزه مثلا، اين ها متاع قليلي است، «فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير»، در آخر به ناچار مي کشانم آن ها را به عذاب دردناک و راه بسيار بد و خطرناک. اين تفسيري بود که مرحوم عياشي نقل کرده درباره«لا ينال عهدي الظالمين». 

سه دليل فخر رازي از طرف شعيه مي گويد که امامت به ظالم نمي رسد

 فخر رازي درتفسيرکبير ميگويد: «الروافض احتجوا بهذه الايه علي القدح في امامه ابي بکر و عمر بثلاثه اوجه: مي گويد رافضي ها از اين آيه استفاده کرد ه اند که ابوبکر و عمر نمي تواند خليفه باشد به سه وجه، «الاول ان ابابکر و عمر کانا کافرين فقد حال کفرهما ظالمين فوجب ان يصدق عليهما في تلک الحاله انهما لا ينالان عهد الامامه»، اين بيان خود فخر رازي است البته از طرف روافض مي گويد. «و اذا صدق عليهما في ذلک الوقت انهما لا ينالان عهد الامامه و لا في شئ من الاوقات»، نه در آن وقت و نه در هيچ وقت ديگر، «ثبت انهما لا يصلحان للامامه»، خلافت شان را کسي انکار نمي کند منتها خلافت سلطنت است. ما قائل به سلطنت هستيم و خلافت معنايش هم در لغت «الخليفه: السلطان الاعظم، و الخلافه: السلطنه». امامت به آن ها نمي رسد، مانع دارد که ظلم است. ظلم هم کفر است. تاريخ هم بلديد که کفر طولاني است چهل ساله است، تقريبا چهل سال مشرک بودند، چهل سال کافر بودند«حتي بلغ اشده اربعين سنه» از لحاظ تربيتي مي گويند کسي که تا چهل سال رسيد، ديگر قابل اصلاح نيست. اين دليل اول که فخر رازي بيان کرد. دليل دوم «الثاني ان من کان مظلما في الباطن کان من الظالمين فاذن ما لم يعرف ان ابابکر و عمر ما کانا من الظالمين المذنبين ظاهرا و باطنا وجب ان لا يحکم بامامتهما». مي گويد: شعيه مي گويد که امامت ظاهر و باطن اش پاک باشد ولي براي آن ها ظاهر و باطنش در حال شرک و کفر ديگر پاکي آن ثابت نيست و قابليت براي امامت وجود ندارد. دليل سوم مشرک است و کل مشرک هم ظالم است و الان شما به آن ها مي توانيد بگوييد «کانا ظالمين»، صدق هم مي کند مشتق حقيقت در ما انقضي عنه المبدأ يا حداقل استعمالش صحيح است يا به معناي مجازي يا به معناي حقيقي. استعمال مشتق در ما انقضي عنه المبدأ صحيح است يا به نحو مجازي يا حقيقي

اين جا يک نکته است که شما نگوييد اختلاف نظر وجود دارد در اين که مشتق حقيقت است در ما انقضي عنه

المبدأ يا نيست و اختصاص دارد به من تلبس بالحال، اين اشکال اين جا وارد نيست. چون شما مي گوييد استعمالش صحيح است حالا به نحو حقيقت يا به نحو مجاز. استعمال که صحيح بود، عنوان صدق مي کند، ظالم«لا ينال عهدي الظالمين». صدق عنوان حال به نحو مجازي يا حقيقي در حالي که تحقيق در اصول هم اين شد که مشتق حقيقت در ما انقضي عنه المبدأ است. بعد ايشان چون آدم فاضلي است و بحث را دقيق بيان مي کند، در آخر مي رسد به جواب ها و مي گويد کل اين استدلال ها وارد نيست براي اين که مشتق حقيقت در ما انقضي عنه المبدأ نيست. الان کسي که قسم خورده باشد که به مسلماني سلام کند ولي فرد مسلماني است که قبلا کافر بوده و الان مسلمان است، حالا به اين مسلماني که فعلا مسلمان است اگر سلام بکند، آيا اين درست نيست؟ قطعا درست است. پس معلوم است که مسلمان است و کافر نيست، کفر قبلي اثر ندارد و مسلمان بودن فعلي ملاک است. اولا ما گفته بوديم که مثال دليل نيست، و ثانيا مغالطه است و ثالثا مسلمان بودن خودش موضوعا از نظر ديني، اسلام حال فعلي اسلام شرط است براي احکام اسلام نه براي خلافت و امامت. احکام اسلام مثلا نجس نيست. مصداق کامل و مورد اتفاق و اجماع و مسلم براي امامت اميرالمومنين است .

  پس بنابراين براساس رأي خود فخر رازي و سيوطي و محققين خود ما و بيان اصول کافي، راهي براي تطبيق امامت وجود ندارد مگر يک مصداق که اميرالمومنين سلام الله تعالي عليه است که فقط مصداق کامل و مورد اتفاق و اجماع و مسلم و بدون هيچ شبهه. حداقل مصاديق ديگر که شک داشته باشيم مي شود شبهه مصداقيه. کوچک ترين شبهه در مسائل اعتقادي خطر دارد و در مسائل اعتقادي براي شبهه و شک راهي نيست. تنها اميرالمومنين به تسالم و ضرورت معصوم و پاک و اهليت و قابليت و جامعيت بنابر مسلک شيعه و سني، اين آيه که امامت که عهد خداست. روز عيد غدير تطبيق مي شود به حضرت علي بن ابي طالب اميرالمومنين عليه افضل الصلاه و السلام. يک نکته يادمان نرود، در روايت خوانديم که ولايت عز المومنين است، يک طلبه تجربه ماست، يک طلبه موفق طلبه اي است که ولايتش قوي تر باشد. هرچه ولايت تان قوي تر باشد، توفيق تان بيشتر است و معناي قدرت و قوت ولايت را از کجا بفهميم، يعني راه تقويت ولايت فقط کريم هستند، فقط چند قدم برويد و يادشان بکنيد، و واجبات و محرمات را رعايت کنيد، يک مرتبه مي بينيد دل از دست رفت، فقط مي گويد آقا اميرالمومنين، فقط مي گويد آقا امام زمان. ولي، ولي دل هاست. ولي، ولي روح آدم است. ولي، ولي نفس آدم است. يکي از تجليات ولايت تکويني هم همين است

 

ادامه ي تفسير را در بخش دوم مطالعه كنيد.



بسم الله الرحمن الرحیمrnrnمفهوم امامت در آیه 124 سوره بقرهrnrn آیه ی 124 سوره بقره یکی از آیاتی است که پشتوانه فکری و اعتقادی قرار گرفته است که امام باید معصوم باشد و کسی که لقب ظالم بر او صدق کند، به مقام امامت نخواهد رسید. ( تفسیر نور استاد قرائتی)rnrn شایسته است جوانان سرزمین اسلامی ایران عزیز، در برابر خرافه ها و شبهات مغرضانه و نوظهور به سلاح علم و دانش مسلح باشند تا ضمن دفاع از حقانیت مذهب راستین تشیع ضمن اینکه خود آسیب عقیدتی نبینند، دیگران را که در معرض خطر انحراف می بینند راهنمایی و هدایت کنند. چرا که این امر یکی از وظایف هر انسان ولایتمدار است که مدافع راستین دین مبین اسلام و مذهب برحق تشیع است. در این نوشتار، با استفاده از تفاسیر گوناگون و نظرات علمای شیعه و سنی آیه مذکور تفسیر شده امید است مطالب شیرین آن مورد مطالعه محبین اهل بیت عصمت و طهارت قرار گیرد. پورسعیدیrnrnrnrnامامت در آیه 124 سوره بقرهrnrn آیا لغت \"امام\" که خداوند در آیه 124 سوره مبارکه بقره در مورد حضرت ابراهیم (ع) می فرماید، لزوما همان امام است که ما در مورد حضرات ائمه معصومین علیهم السلام اعتقاد داریم؟ آیا ممکن است معنای دیگری هم داشته باشد؟rnrn از آیه مورد بحث اجمالا چنین استفاده می‏شود مقام امامتی که به ابراهیم بعد از پیروزی در همه این آزمونها بخشیده شد. فوق مقام نبوت و رسالت بود.
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395 توسط pursaeid  پرینت

مرتبط باموضوع :

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش چهارم)  [ دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395 ] 545 مشاهده
 گلواژه هاي ماندگار  [ پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392 ] 2197 مشاهده
 بهوش! عمر خويش را به پاي ناكسان فنا نكنيد!!  [ چهارشنبه، 20 دي ماه، 1391 ] 4657 مشاهده
 غم و اندوه چرا ؟ شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد!  [ پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392 ] 1945 مشاهده
 دشمن صادق به از دوست مكار  [ پنجشنبه، 23 آذر ماه، 1391 ] 3072 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب