ارسال ها

 تلنگر

  | بازدیدها:136 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 14 خرداد ماه، 1397

 خلوت با معبود يگانه

  | بازدیدها:137 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 14 خرداد ماه، 1397

 زهره ملكي بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:454 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 25 خرداد ماه، 1396

 اشرف السادات كماني، بانوي فرهيخته

  | بازدیدها:650 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 30 آذر ماه، 1395

 عظيمه ايرانپور اديب معاصر

  | بازدیدها:634 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 18 آذر ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش چهارم)

  | بازدیدها:674 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش سوم)

  | بازدیدها:747 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش دوم)

  | بازدیدها:668 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 امامت در آيه 124 سوره بقره(بخش اول)

  | بازدیدها:768 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 24 خرداد ماه، 1395

 شب برات ( نيمه شعبان)

  | بازدیدها:737 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 2 خرداد ماه، 1395

 ويژه ميلاد بزرگ بانوي مكرّم اسلام

  | بازدیدها:851 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 فروردين ماه، 1395

 توجه ويژه به زندگي!

  | بازدیدها:910 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 در جستجوي آرامش

  | بازدیدها:974 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 حرف دل

  | بازدیدها:1150 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:930 | تاریخ ارسال : جمعه، 13 آذر ماه، 1394

 ويژه ميلاد امام رضا (ع)

  | بازدیدها:980 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 3 شهريور ماه، 1394

 راه وصول به آرامش

  | بازدیدها:1085 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 22 مرداد ماه، 1394

 يك دم با معبود

  | بازدیدها:1189 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 2 تير ماه، 1394

 ميلاد مهدي موعود مبارك باد!

  | بازدیدها:1226 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 13 خرداد ماه، 1394

 نيمه ي شعبان بارقه ي اميد حيات بشر

  | بازدیدها:1260 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 12 خرداد ماه، 1394

 رفتار و تعامل اجتماعي

  | بازدیدها:1287 | تاریخ ارسال : جمعه، 8 خرداد ماه، 1394

 اصول شادي

  | بازدیدها:1173 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 30 ارديبهشت ماه، 1394

 بعثت پيامبر اسلام (ص)

  | بازدیدها:1211 | تاریخ ارسال : جمعه، 25 ارديبهشت ماه، 1394

 متون كوتاه فلسفي و جملات زيباي زندگي

  | بازدیدها:1219 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 ارديبهشت ماه، 1394

 مشاوره رايگان

  | بازدیدها:1478 | تاریخ ارسال : جمعه، 11 دي ماه، 1394

 درس هاي مهم زندگي

  | بازدیدها:1283 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 12 فروردين ماه، 1394

 سخنان نغز

  | بازدیدها:1402 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 26 اسفند ماه، 1393

 ميلاد پيام آور رحمت

  | بازدیدها:1424 | تاریخ ارسال : جمعه، 19 دي ماه، 1393

 واقعيت ها

  | بازدیدها:1566 | تاریخ ارسال : جمعه، 28 آذر ماه، 1393

 السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع)

  | بازدیدها:1821 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 22 مهر ماه، 1394

 حجاب، نشان انسان بودن

  | بازدیدها:1993 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 21 مهر ماه، 1393

 عيد سعيد مبارك

  | بازدیدها:1970 | تاریخ ارسال : يكشنبه، 5 مرداد ماه، 1393

 ضيافت نور

  | بازدیدها:1937 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 10 تير ماه، 1393

 نكته هاي ناب

  | بازدیدها:1920 | تاریخ ارسال : دوشنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1393

 مولود كعبه، روز پدر

  | بازدیدها:2097 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 2 ارديبهشت ماه، 1395

 الهام انديشمندان

  | بازدیدها:1919 | تاریخ ارسال : شنبه، 30 فروردين ماه، 1393

 بياييم در بهار طبيعت، متحول شويم

  | بازدیدها:2147 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 28 اسفند ماه، 1392

 با شريك زندگي خود چگونه باشيم؟

  | بازدیدها:1914 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت دوم)

  | بازدیدها:2139 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 8 اسفند ماه، 1392

 راز شادی ( قسمت اول)

  | بازدیدها:1942 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 بپذیر تا موفق شوی

  | بازدیدها:1872 | تاریخ ارسال : شنبه، 26 بهمن ماه، 1392

 سخن رهايي بخش

  | بازدیدها:2019 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 24 بهمن ماه، 1392

 گفتار ويژه

  | بازدیدها:2118 | تاریخ ارسال : جمعه، 14 فروردين ماه، 1394

 گلواژه هاي ماندگار

  | بازدیدها:2341 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 رفتار انساني!

  | بازدیدها:1828 | تاریخ ارسال : چهارشنبه، 16 بهمن ماه، 1392

 عشق را تفسير كن!!

  | بازدیدها:1976 | تاریخ ارسال : جمعه، 4 بهمن ماه، 1392

 انسان منتظر

  | بازدیدها:1861 | تاریخ ارسال : شنبه، 28 دي ماه، 1392

 سرانجام دوستي با خدا

  | بازدیدها:1815 | تاریخ ارسال : سه شنبه، 24 دي ماه، 1392

 غم و اندوه چرا ؟ شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد!

  | بازدیدها:2098 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 17 بهمن ماه، 1392

 شهادت امام حسن عسكري (ع) و آغاز امامت حضرت حجت (عج)

  | بازدیدها:1916 | تاریخ ارسال : پنجشنبه، 19 دي ماه، 1392

تصاوير



هماي خوشبختي

روحنواز بسان آبشار

سفير سعادت

به پاكي طبيعت

گل بهشتي

ابوالفضل

واقعيت هاي زندگي

پدر، هديه ي خداداد

شما مي توانيد!

براي خود وقت بگذاريد

 

     اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏      بطحا صدف گوهر يك دانه تست‏ 

    گر مولد تو به كعبه آمد چه عجب‏       اى نجل خليل خانه خود خانه تست

 

فلسفه ي بيست و پنج سال صبر و سکوت از زبان امام علي (ع)   
   قال علي(ع): «فنطرت فاذا ليس لي معين الا اهل بيتي فضننت بهم عن الموت و اغضيت علي القذي و شربت علي الشجي و صبرت علي اخذ الکظم و علي امر من طعم العلقم » (1) ;

    «پس از رحلت پيامبر (و محروميت از خلافت) در کار خويش انديشيدم و ناگهان ديدم که ياوري براي من جز اهل بيتم نيست; پس به مرگشان (در راه گرفتن حق خويش) راضي نشدم و چشمي را که خار در آن خليده بود، بستم و با گلويي که استخوان در آن مانده بود، نوشيدم و بر گرفتگي راه نفس و حوادث تلختر از زهر صبر کردم ».

   قال(ع): «فرايت ان الصبر علي هاتا احجي، فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا اري تزاثي نهبا» (2) ;

   «عاقبت ديدم که بردباري و صبر به عقل و خرد نزديکتر است، پس شکيبايي ورزيدم، مانند کسي که خاشاک در چشم و استخوان در گلو داشت، و آشکارا مي ديدم که ميراثم به غارت مي رود.»

    قال(ع): «لقد علمتم اني احق الناس به من غيري، و والله لاسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يکن فيها جور الا علي خاصة » (3) ;

   «خوب مي دانيد که من از همه به خلافت شايسته ترم، و به خدا سوگند! تا زماني که اوضاع مسلمين به سامان باشدو به غير از من به ديگري ستم نشود; همچنان خاموش خواهم بود.»

1- نهج البلاغه، خطبه 26.
2- همان، خطبه 3.
3- همان، خطبه 74.

امام علي عليه السلام در آينه نهج البلاغه - الياس محمد بيگي ، صفحه 62- فرهنگ كوثر > آذر 1377، شماره 21 

 

 

ولادت و حسب و نسب

   بنا به نوشته ي مورخين، ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) به طرز عجيب و بي سابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا به وقوع پيوست.

  پدر آن حضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش، فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا براين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2

  اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان به سادگى و به طور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم(ع) زندگى مي كرد و پيوسته به درگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مي نمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا به اين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى مي ديد و گوئى از ملكوت اعلى به وى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

   شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حالي كه نه ماه به او آبستن بود و درد مخاض داشت، آمد و گفت خدايا من به تو و بدانچه از رسولان و كتاب ها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق مي كنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است به حق آنكه اين خانه را ساخته و به حق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما به چشم خود ديديم كه خانه ي كعبه از پشت (مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زن هاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد (و هنگامي كه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأديبش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من مي شكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسي كه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3

                   

   و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:

 و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4

   يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او و اين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

   در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آن حضرت به على چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت به سينه ي خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و به سوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.

يا رب هذا الغسق الدجى‏     و القمر المبتلج المضى‏ء 

بين لنا من حكمك المقضى‏     ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى     و الطاهر المنتجب الرضى‏ 

فاسمه من شامخ على‏     على اشتق من العلى (6

  علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود به همين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مي نويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

 يا اهل بيت المصطفى النبى‏     خصصتم بالولد الزكى‏ 

ان اسمه من شامخ العلى‏     على اشتق من العلى (7

  و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه به وسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگامي كه او را قنداق كرده بدست شوهر خود مي داد گفت خذه فانه حيدرة و به همين جهت آن حضرت در غزوه خيبر به مرحب پهلوان معروف يهود فرمود
انا الذى سمتنى امى حيدرة     ضرغام اجام و ليث قسورة (8

  و چون نام آن حضرت على گذاشته شد نام حيدر جزء ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آن جناب ابو الحسن و ابوتراب است.

   همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم مي شود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود به درگاه خدا استغاثه نموده‏اند، فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به منزله ي مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آن حضرت ايمان آورد و به مدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و برجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9

  و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مي نمود، در امالى صدوق است مردى به ابن عباس گفت اى عمو زاده ي رسول خدا، مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟ گفت چگونه مسلمان نبود در حالي كه مي گفت:

      و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏      لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

   يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما (محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و به سخنان بيهوده اعتنا نمي كند مَثَل ابوطالب مَثَل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگه مي داشتند و ظاهراً مشرك بودند و خداوند دو ثواب به آنها داد، حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهراً مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) به آنها داد. (1

  اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آن حضرت خطاب نموده و گويد:

 

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏      و لقد صدقت و كنت قبل امينا 

و ذكرت دينا لا محالة انه‏              من خير اديان البرية دينا (11

 به حضرت صادق عرض كردند كه (اهل سنت) گمان مي كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ مي گويند چگونه كافر بود در حالي كه مي گفت:

    ألم تعلموا انا وجدنا محمدا       نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12

  شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13

 يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آن حضرت بود و به نبوتش اقرار و به رسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است. (درباره ي اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش به رشته تأليف در آمده است.

  بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه ي تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اين مورد اشعار زيادى سروده‏اند كه به چند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.

 

ولدته فى حرم الاله امه‏     و البيت حيث فنائه و المسجد 

بيضاء طاهرة الثياب كريمة      طابت و طاب وليدها و المولد 

فى ليلة غابت نحوس نجومها      و بدت مع القمر المنير الاسعد 

ما لف فى خرق القوابل مثله‏      الا ابن امنة النبى محمد (14

 مادرش او را در حرم خدا زائيد در حالي كه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباس هاى پاكيزه به بر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.

 در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره به همراه ماه پديد آمده بود.

قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند (يعنى هرگز مولودى مانند او به دنيا نيامده) به جز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.

 

پى‏ نوشتها:

 

(1) حبشى‏هاى فيل سوار كه به اصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه به مكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه به هلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همان سال بوده است تا 71 سال پس از آن واقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود به رهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.

(2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب، عقيل، جعفر.

(3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـ روضة الواعظين جلد 1 ص 76ـ بحار الانوار جلد 35 ص 8ـ كشف الغمه ص .19

(4) فصول المهمه ص .14

(5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد به فرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

(7) ينابيع المودة باب 56 ص 255 ـكفاية الطالب ص .406

(8) من آن كسي هستم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد، شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخ امالى صدوق مجلس 51 حديث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـ مرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را به مردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخ آيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ينابيع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81 

                                                                                                                                                     

 

 





«پس از رحلت پيامبر (و محروميت از خلافت) در کار خويش انديشيدم و ناگهان ديدم که ياوري براي من جز اهل بيتم نيست; پس به مرگشان (در راه گرفتن حق خويش) راضي نشدم و چشمي را که خار در آن خليده بود، بستم و با گلويي که استخوان در آن مانده بود، نوشيدم و بر گرفتگي راه نفس و حوادث تلختر از زهر صبر کردم ».
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1393 توسط pursaeid  پرینت

مرتبط باموضوع :

 در جستجوي آرامش  [ جمعه، 11 دي ماه، 1394 ] 974 مشاهده
 جمله هاي ارزشمند  [ چهارشنبه، 4 دي ماه، 1392 ] 13007 مشاهده
 تلنگر  [ دوشنبه، 14 خرداد ماه، 1397 ] 136 مشاهده
 مواظب دشمنان پنهان خانگي خود باشيد!  [ دوشنبه، 25 دي ماه، 1391 ] 4156 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب